برچسب: کتاب و کتاب‌خوانی
تصویر پست

معرفی رمان و داستان بلند

۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۴

این روزها عجیب مشغولیت‌های کاری‌ام بالا رفته است: ما را به سخت‌جانی خود این گمان نبود.
مدت‌ها بود فکر چنین کاری در سرم بود. تا که یادم آمد الان قاعدتاً باید فصل نمایشگاه کتاب باشد. ساخته و پرداخته کردن فهرستی دقیق اصلاً ساده نیست اما به ذهنم رسید کاری که از دستم برمی‌آید، دیدن فهرست رمان‌های خوانده‌شده‌ام (۳۴۳ مورد) است و سپس آن‌هایی که به نظرم ارز...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۳۴۱: مرور چهار کتاب

۲۲ اسفند ۱۴۰۲

عادت به موازی‌خوانی دارم و این روش را می‌پسندم چرا که با توجه به احوالاتم کتاب می‌خوانم نه با توجه به برنامهٔ از پیش‌تعیین‌شده که معمولاً در واقعیت عملی نخواهد شد. نقطه مشترک همهٔ این کتاب‌های این مطلب آن است که خواندن‌شان بیشتر از یکی دو ماه و بعضاً یکی دو سال طول کشیده است.
 
 
کلیسای جامع؛ از ریموند کارور
به شکل عجیبی دقت نظر در زاویهٔ دید، کمین...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۲۸۲: آداب کتاب‌خواری؛ از احسان رضایی

۲۶ اسفند ۱۴۰۱

احسان رضایی با برنامهٔ کتاب‌باز شهرت نسبی‌ای کسب کرد. برخی از برنامه‌هایش را که از اینترنت دیدم، می‌شد حدس زد که حرف‌هایش ادا نیست. او یک کتاب‌باز واقعی است و جلوی دوربین ادا درنمی‌آورد. حالا در این کتاب نوشتارهای پراکنده اما به هم متصلی را در باب کتاب، خاطره‌بازی با کتاب، خاطرات کتاب‌بازی، خاطره‌بازی کتاب‌بازی و از این دست مطالب نوشته است. او که پ...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۲۰۷: فلسفه در دادگاه ایدئولوژی؛ از رضا داوری اردکانی

۳۱ تیر ۱۴۰۱

شاید بتوانم به جرأت بگویم این کتاب جزو بهترین نوشته‌های داوری اردکانی است. داوری که از سوءبرداشت‌ها و انتقادهای بی‌ربط از تفکراتش به تنگ آمده است این کتاب را که مجموعه هشت فصل به علاوهٔ مقدمه و مؤخره است نوشته و در سال ۱۳۹۰ منتشر کرده است. در این فصول او از «خلط مسائل سیاست با فلسفه» تا «نقد وضع تفکر موجود» می‌گوید. شروع کتاب با بخشی از شعر نیماست ...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۹۶: واقعیت‌مداری؛ نوشتهٔ هنس راسلینگ

۱۷ آذر ۱۴۰۰

این کتاب با عناوین «واقعیت» و «واقع‌نگری» ترجمه شده است که به نظرم هیچ‌کدام از ترجمه‌ها نه درست هستند نه معنای کلی را می‌رسانند. 
 
در آغاز نوشتن کتاب، نویسنده درگیر سرطان می‌شود، و فرزند و همسر فرزندش کتاب را به انتها می‌رسانند. نویسندهٔ این کتاب که تخصص‌اش سلامتی عمومی است و به خاطر نوع شغلش در بسیاری از مناطق کم‌بهرهٔ دنیا مانند افریقا زیسته است...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۹۴: مرگ ایوان ایلیچ و دیگر داستان‌ها؛ از لئو تولستوی

۱۶ آذر ۱۴۰۰

این کتاب مجموعهٔ چهار داستان بلند (نوولا) از تولستوی است که در فاصلهٔ یک سال هر کدام را جداگانه و با فاصلهٔ زمانی از یکدیگر خوانده‌ام. 
داستان اول با زاویهٔ دید و روایت زنی سرشار از احساسات بیان می‌شود و مضمونش در واقع نگاه اخلاقی واقع‌بینانهٔ تولستوی است که تجلی‌اش در رمان بلند او، آناکارنینا، آشکار است.
داستان دیگر، «مرگ ایوان ایلیچ» را قبلاً با ...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۹۵: نظر به درد دیگران؛ از سوزان سونتاگ

۱۶ آذر ۱۴۰۰

این کتاب که در سال ۲۰۰۳ منتشر شده است، جستارهای «سوزان سونتاگ» منتقد و نویسندهٔ شهیر آمریکایی است در مورد نمایش داده شدن رنج انسان‌ها در عکس. از زمانی که عکس‌هایی از جنگ اسپانیا به دست ویرجینیا وولف رسید و او را به تأمل دقیق واداشت تا ۱۱ سپتامبر که تصاویر دهشتناک آن دست به دست شد، تا فضای تعزیهٔ امام حسین که مردم ایران را هر سال به گریه می‌اندازد، ...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۹۳: خیلی دورتر؛ از جاناتان فرنزن

۱۰ آذر ۱۴۰۰

این کتاب مجموعه مقالات، سخنرانی‌ها و نوشته‌های سال‌های ۱۹۹۸ تا ۲۰۱۰ از «جاناتان فرنزن» نویسنده و داستان‌نویس آمریکایی است. مضمون نوشته‌ها مختلف است. اما می‌شود به چند بخش تقسیمش کرد: نقد دنیای مدرن و فناوری، پرنده‌ها، نقد کتاب دیگران، و نویسندگی. نام کتاب در واقع ترجمهٔ اسم جزیره‌ای دورافتاده است که فرنزن پس از خودکشی دوست نویسنده‌اش، «دیوید فاستر ...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۹۲: امپایر فالز؛ از ریچارد روسو

۰۷ آذر ۱۴۰۰

این رمان در سال ۲۰۰۱ منتشر و در سال ۲۰۰۲ برندهٔ جایزهٔ ادبی پولیتزر شد و  در سال ۲۰۰۵ تبدیل به سریالی تلویزیونی نیز شده است. رقیب این رمان در آن سال «اصلاحات» از «جاناتان فرنزن» است (به تازگی به فارسی ترجمه شده است) و از این جهت جالب بود ببینم چه کتابی بود که از فرنزن جلو زده است. خاصه آن که «اصلاحات» همان سال برندهٔ کتاب ملی آمریکا در بخش داستان ش...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۹۱: شفقت افراطی؛ از تارا براک

۰۳ آذر ۱۴۰۰

حرف کلی کتاب این است: هر وقت در حالت سخت روحی درگیر شدید (مثل عصبانیت، وادادگی، افسردگی و حالاتی شبیه به این) با چهار مرحله آن را برطرف کنید که مخففش می‌شود RAIN (باران). مرحلهٔ اول شناخت مشکل، مرحلهٔ دوم این که به احساساتتان اجازهٔ بروز بدهید، مرحلهٔ سوم آن که بررسی کنید چرا درگیر این احساس شده‌اید، و مرحلهٔ آخر پروراندن جوانب آن احساس و رهایی از ...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۹۰: در باب مینیمالیسم دیجیتال از کل نیوپورت و موضوعات مرتبط

۲۷ آبان ۱۴۰۰

این برای دومین بار است که این کتاب را می‌خوانم. این کتاب آخرین کتابی است که بیرون از خانه و در قطار تمام کردم. کتاب بعدی، کتابچهٔ آشنایی با اقتصاد انتشارات آکسفورد بود که خورد به کرونا و زندگی شکل دیگری گرفت و آن کتاب هنوز در صفحهٔ ۱۷ مانده است. مدتی بعد بر مشکلات جسمی‌ام افزوده شد و دوباره حس نیاز به این گونه از کتاب‌ها داشتم. چند کتاب را در این ح...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۸۹: یافتن معنا در دنیای ناقص؛ از ایدو لاندو

۲۰ آبان ۱۴۰۰

«یافتن معنا در دنیای ناقص» را انتشارات آکسفورد سال ۲۰۱۷ منتشر کرده است. نویسندهٔ این کتاب، ایدو لاندو (۱۹۵۸-)، استاد فلسفهٔ دانشگاه حیفا است و تمام زیست علمی خود را وقف پژوهش در مورد معنای زندگی کرده است. ظاهراً کتاب با همین عنوان از نشر ترانه به فارسی ترجمه شده است. این کتاب در حوزهٔ فلسفه می‌گنجد اما نویسنده تمام تلاش خودش را کرده که کتاب برای عم...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۸۸: زندگی عزیز؛ از آلیس مونرو

۱۷ آبان ۱۴۰۰

«آلیس مونرو» (۱۹۳۱-) نویسندهٔ کانادایی است که بیشتر داستان کوتاه می‌نویسد. او مشهور است به «چخوف کانادایی»، و جایزهٔ بین‌المللی من-بوکر ۲۰۰۹ و جایزهٔ نوبل ادبیات ۲۰۱۳ را از آن خود کرده است. کتاب «زندگی عزیز» (۲۰۱۲) مجموعهٔ داستان‌های کوتاه مونرو است. این کتاب دو بخش دارد: داستان و ناداستان. بخش ناداستان شامل پنج روایت داستان‌گونه از کودکی مونرو است...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۸۷: شما که غریبه نیستید؛ از هوشنگ مرادی کرمانی

۱۴ آبان ۱۴۰۰

موقعی که خاطره‌نویسی می‌کردم، یکی از دوستان اهل فضل و هنر تأکید ویژه داشت این کتاب را بخوانم. در شبکهٔ گودریدز هم اکثر غریب به اتفاق از این کتاب تعریف کرده‌اند. همهٔ این‌ها باعث شد وقتی که دیدم این کتاب در کتابخانهٔ عمومی شهر سانی‌ویل منطقهٔ سیلیکون ولی ایالت کالیفرنیا (نشانی دقیق دادم‌ها!) موجود است بخوانمش. تا یک‌چهارم رفتم ولی ادامه ندادم. بعد ف...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۸۶: کفن؛ اثر جان بنویل

۱۳ آبان ۱۴۰۰

«چه کسی حرف می‌زند. صدای اوست در سرم. می‌ترسم تا سکوت نکنم، بس نکند. تا با خودم در این خیابان حرف می‌زنم، با من حرف می‌زند، چیزهای می‌گوید که دوست ندارد بشنوم. گاهی پاسخش می‌دهم، بلند با او مخالفت می‌کنم، و از او می‌خواهم مرا آرام بگذارد.» (اولین جملات رمان)
 
«کفن» اثر «جان بنویل» در سال ۲۰۰۲ منتشر شده است و آخرین کار قبل از رمان «دریا» برندهٔ جای...

درخواست پیشنهاد کتاب از شما

۰۶ آبان ۱۴۰۰

پیش‌نوشت: این مطلب تا چند هفته در بالای صفحه خواهد ماند.
ان‌شاءالله فرصتی فراهم می‌شود برای خرید کتاب به تعداد زیاد از ایران. از آنجایی که با کتاب‌های جدید آشنایی کمتری دارم، از پیشنهادهای شما استقبال می‌کنم. لطفاً به صورت نظر (عمومی باشد بهتر است) پیشنهادهای خود را بگذارید. اگر برای خرید کتاب‌ها باید به کتاب‌فروشی خاصی رفت (تهران یا مشهد) بفرمایید...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۸۵: کنار آمدن با بیماری مزمن؛ از رایت و ایلیس

۲۹ مهر ۱۴۰۰

نویسندگان این کتاب هر دو مشاور و متخصص «مدیریت درد» مخصوصاً در حوزهٔ درد مزمن هستند. هر دو در کلیسا فعالیت می‌کنند و عمدهٔ مخاطبانشان مسیحی هستند. به همین خاطر مضمون اصلی این کتاب بسیار مذهبی و گره‌خورده با تعالیم مسیحیت است. از این جهت شاید این کتاب در بازار کتاب که قاعدتاً سکولاریسم و تا حدی بودائیسم در این موضوع در جریان اصلی است مورد تبلیغ قرار...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۸۴: مارتین درسلر؛ از استیون میلهاوزر

۲۶ مهر ۱۴۰۰

«مارتین درسلر» نوشتهٔ «استیون میلهاوزر» داستانی است در مورد پسرکی نیویورکی از خانوادهٔ مهاجر آلمانی که پدرش مغازهٔ سیگار فروشی دارد. او کم‌کم با فکرهای «رؤیای آمریکایی»‌اش پله‌های ترقی را طی می‌کند و خودش صاحب هتلی مجلل می‌شود. داستان در اواخر قرن نوزدهم می‌گذرد و روند شکوفایی نیویورک جدید را در لابه‌لایش بیان می‌کند. زاویهٔ دید دانای کل است و تمام...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۸۲: عشق و چیزهای دیگر؛ از مصطفی مستور

۱۵ مهر ۱۴۰۰

این مطلب را حدوداً سه سال پیش، همان موقعی که کتاب را خواندم، نوشتم و به دلایلی توفیق انتشارش تا حال نبود.
 
از «عشق روی پیاده‌رو» تا نشر «عشق و چیزهای دیگر» حدوداً بیست سال گذشته شده است. در طول این بیست سال مصطفی مستور همیشه به عنوان نویسنده‌ای پرمخاطب در عرصهٔ ادبیات داستانی فارسی شناخته شده است؛ چه در «روی ماه خداوند را ببوس» که با طرز نگاه معنو...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۸۱: ظلم، جهل و برزخیان زمین؛ از محمد قائد

۱۴ مهر ۱۴۰۰

«اگر ظلم از کفر بدتر باشد، جهل از هر دو بدتر است.»
این کتاب مجموعه جستارهای محمد قائد است در مورد خرده‌فرهنگ‌ها و اختلافات بین خرده‌فرهنگ‌ها و تضادها و سوءتفاهم‌ها. این کتاب به یک معنا پاسخ به پیشنهاد سال گفتگوی تمدن‌های سید محمد خاتمی است و بخشی از مقاله‌ها در بحبوحهٔ جنگ افغانستان و حملات یازده سپتامبر نوشته شده است. او جنگ را صرفاً یک سوءتفاهم ن...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۸۰: نگران نباش؛ از مهسا محب‌علی

۱۳ مهر ۱۴۰۰

خلاصه‌اش این که طرح یک‌خطی داستان بسیار جذاب است: تهران شده پر از پس‌لرزه و هول مرگ همه را گرفته. راوی دختر معتادی است در تمنای اندکی متاع. و دربه‌در در شهر می‌گردد و مشاهدات را می‌گوید. فرای طرح یک‌خطی، پرداخت، انتخاب واژه‌ها، نوع نگاه (به نظرم غیرانسانی) به همه از پدر و مادر گرفته تا مردم شهر و فضاسازی که به نظرم خیلی دم‌دستی و غیرقابل باور است، ...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۶۹: هنر شفاف اندیشیدن؛ نوشته رولف دوبلی

۰۳ خرداد ۱۴۰۰

ذکر چند گزاره در مورد این کتاب را ضروری می‌دانم:
نخست آن که من ترجمهٔ‌ انگلیسی این کتاب را خوانده‌ام و شهرت مترجم فارسی آن تأثیری مثبت یا منفی بر قضاوت من نداشته است.
دوم آن که حس من نسبت به این کتاب کاملاً دوپهلو است. از سویی این کتاب عملاً‌ یک سرقت ادبی است از کتاب‌هایی مانند «تفکر سریع و کند» و چند کتاب دیگر. حالا که اسم آن کتاب‌ها آورده بشود (ب...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۶۴: نگاهی دوباره به «برادران کارامازوف»، اثر داستایوسکی

۰۱ اردیبهشت ۱۴۰۰

نوشتن در مورد این رمان بلند خودش یک مقالهٔ بلند چند ده صفحه‌ای را می‌طلبد که فرصت نیست. 
کوتاه سخن، آنچه من از خواندن دیگربارهٔ این رمان دریافتم نگاه داستایوسکی به مسألهٔ روان و عقلانیت است. او در دوره‌ای می‌زیست که تفکر عقلانی و گرداندن جامعه بر مدار عقلانیت منفصل باب بود.  داستایوسکی روح و عقل را آنچنان درهم‌تنیده می‌بیند که تجلی آن را در رفتارها...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۵۸: نگاهی دوباره به «پاییز فصل آخر سال است» اثر نسیم مرعشی

۲۵ تیر ۱۳۹۹

این کتاب را برای بار دوم خواندم و به نظرم ارزش خواندن دوباره را داشت.
 
خلاصهٔ مطلب این که یک سر و گردن از رمان‌های فارسی دههٔ نود شمسی بالاتر است. احتمالاً خانم‌ها بیشتر با این کتاب ارتباط برقرار کنند خاصه آن که هم نویسنده و هم سه راوی داستان خانم هستند.
 
از خوبی‌های داستان مانند روانی متن و قدرت برانگیختن احساسات که بگذریم، ضعف اساسی در پرداخت ف...

قفسه‌نوشت ۱۵۷: شکواییه‌ای کوتاه

۱۹ تیر ۱۳۹۹

دیگر فرصت نوشتن قفسه‌نوشت را نداشتم و ننوشتم. پس تلگرافی شکایت می‌نویسم از وضع آشفتهٔ ادبیات داستانی امروز.
چند ماه اخیر اتفاقات پشت سر هم رگباری اتفاق افتاده است و گاهی ذهن می‌خواهد پناه بیاورد به داستان. این جور موقع‌ها زبان نامادری جواب نمی‌دهد. اما زبان مادری...
 
اولش با «رهش» شروع شد که بدجوری ضدحال بود. تا آمدم احیا شوم «بند محکومین» ضدحالی ...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۵۶: ر ه ش؛ نوشتهٔ رضا امیرخانی

۰۶ خرداد ۱۳۹۸

تا حدی دشوار می‌نماید در مورد نویسنده‌ای که «من‌او»یش مرا به رمان‌خوانی ترغیب کرد، و سیاهٔ صدتایی‌ رمان فارسی‌اش مرا به جهان کلاسیک رمان غربی آشنا کرد، و «نشت‌نشا» و «سرلوحه‌ها»یش مرا علاقه‌مند به مقالات فارسی کرد، تند و تیز نوشت. اگر بخواهم در مورد «ر ه ش» صادقانه و خلاصه بگویم همین کافی است که تمام غلط‌های سادهٔ داستان‌نویسی را به سادگی می‌شود در...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۵۳-۱۵۵: سه کتاب از سه نویسنده از سه کشور

۳۰ فروردین ۱۳۹۸

با خودم عهد کرده بودم که برای هر کتابی که می‌خوانم مفصل بنویسم تا این طوری مجبور باشم دقیق‌تر بخوانم. این مطلب نشانی از عهدشکنی‌ست. شاید پاری اوقات مجبور به این کار شوم. و اما بعد؛
پاییز؛ نوشتهٔ الی اسمیث
اولین رمان جدی بعد از برگزیت که از اولین مجموعه از چهارگانهٔ فصل‌های سال این نویسنده است (به گمانم دو فصل دیگر هم منتشر شده‌اند). رمان شاعرانه با...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۵۰: گزینهٔ اشعار شفیعی کدکنی

۰۴ فروردین ۱۳۹۸

این کتاب گزینهٔ اشعار شفیعی کدکنی است که ظاهراً در کنار گزینهٔ دیگری که انتشارات دیگری آن را به چاپ رسانیده با هم یک مجموعه‌گزینه! حساب می‌شوند. شعرها از آغاز دوران شاعری شفیعی کدکنی با زبانی که معلوم است تحت تأثیر ترکیبی از سبک هندی و عراقی الهام گرفته شروع می‌شود، جاهایی رد پای الهام از زبان اخوان ثالث دیده می‌شود، به سنین میان‌سالی نویسنده که می...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۵۲: چگونه زندگی‌تان را می‌سنجید؟؛ نوشتهٔ کریستنسن، آلسورث و دیلون

۰۴ فروردین ۱۳۹۸

این کتاب خیلی اتفاقی به دستم رسید. قبلاً نمی‌شناختمش. به دلیلی که در انتها خواهم گفت خریدمش. به جرأت می‌گویم یکی از بهترین کتاب‌هایی است که در این موضوع (مدیریت شخصی، پیشرفت، موفقیت شغلی و موفقیت خانوادگی و تربیت) خوانده‌ام. نویسنده استاد کسب‌وکار دانشگاه هاروارد است و اهل خانواده و خیلی مذهبی (در جوانی به عنوان مبلغ مسیحیت به کرهٔ جنوبی رفته است)....

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۵۱: صفر کلوین؛ نوشتهٔ دان دلیلو

۰۴ فروردین ۱۳۹۸

«همه می‌خواستند صاحب پایان جهان باشند.» 
جملهٔ‌ بالا اولین جملهٔ کتاب صفر ک (کلوین) است. مثل دیگر اثر مهم دان دلیلو (نویز سفید)، در آخرین کتاب نویسندهٔ هشتاد و دو ساله که در سال ۲۰۱۶ منتشر کرده است، فضای غریبه‌ای در داستان وجود دارد که در همین امروز اتفاق می‌افتد. نوع توصیفات ظاهراً خشک و بی‌احساس است اما اتفاقاتی که در زبان می‌افتد شخصیت‌سازی و فض...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۴۹: هنر مردن؛ نوشتهٔ اصغر طاهرزاده

۲۱ اسفند ۱۳۹۷

در این کتاب بسیار کوتاه که برگرفته از سخنرانی اصغر طاهرزاده است، به این پرداخته می‌شود که یکی از نشانه‌های حقانیت یا عدم حقانیت یک تمدن نوع رویکردش به مسألهٔ مرگ است؛ مانند آنچه قرآن یه یهودیان می‌گوید که تمنای مرگ کنید اگر راست می‌گویید. تمدن غرب که بر جهان سایه افکنده است از مرگ گریزان است و سعی دارد با غفلت، نحوی از مرگ‌گریزی را پی بگیرد. کتاب‌ه...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۴۷: جرأت زیاد داشتن؛ نوشتهٔ برنه براون

۲۰ اسفند ۱۳۹۷

در دنیایی که همیشه چیزی کم است، همیشه علتی برای نارضایتی از اکنون وجود دارد، و همیشه خود را بی‌نقص جلوه دادن به نحوی عرف است، نویسندهٔ این کتاب که خود سال‌ها در مورد این مسأله در رشتهٔ علوم اجتماعی مطالعه و پژوهش کرده است بر آن است که بگوید مهم رفتن در مسیر و خود را دوست داشتن و خود را فهمیدن است. اینجاست که با مفهوم آسیب‌پذیری آشنا می‌شویم و می‌فه...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۴۸: تذکرهٔ اندوهگینان؛ نوشتهٔ حسام‌الدین مطهری

۲۰ اسفند ۱۳۹۷

«تذکرهٔ اندوهگینان» نوشتهٔ «حسام‌الدین مطهری» را نشر اسم در بهار ۱۳۹۶ برای اولین بار منتشر کرده است. صفحه‌آرایی، طراحی جلد و انتخاب جنس کاغذ برای این کتاب اولین چیزی است که مخاطب را جذب خودش می‌کند. طراحی جلد کتاب به مانند کتب خطی قدیمی، جنس کاغذ شبیه به کاغذ کاهی، و صفحه‌آرایی کتاب بسیار چشم‌نواز است. شروع کتاب با دو جملهٔ کوتاه از نویسنده همراه ا...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۴۶: چگونگی داستان؛ نوشتهٔ جیمز وود

۱۳ اسفند ۱۳۹۷

«جیمز وود» نویسندهٔ نیویورکر و مدرس دانشگاه هاروارد این کتاب را در تحلیل جنبه‌های مختلف جهانِ داستان نوشته است. فصل‌های کتاب شبیه به مقالات جدا از هم است و به همین خاطر می‌شود آن را در فواصل مختلف خواند (مثل کاری که من در طول پنج ماه! کردم). کتاب کوتاه است و خلاصه‌گو و به همین خاطر شاید خود کتاب خلاصهٔ نقدهای ادبی بسیاری باشد که نویسنده آن‌ها را در...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۴۵: درک یک پایان؛ نوشتهٔ جولین بارنز

۱۳ اسفند ۱۳۹۷

«معنای یک پایان» یا به قول ترجمهٔ فارسی «درک یک پایان» نوشتهٔ جولین بارنز و برندهٔ جایزهٔ ادبی من‌بوکر سال ۲۰۱۱ است. اول آن که جایزهٔ من‌بوکر ادبی‌تر از بقیهٔ جایزه‌های معروف کتاب‌های نوشته‌شده به زبان انگلیسی است و زیاد به عامه‌پسند بودن رمان‌های برنده نباید امید داشت. با خواندن این رمان تقریباً به این نتیجه می‌رسم که سبک روایت‌گری انگلیسی‌های اوا...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۴۴: شیمی؛ نوشتهٔ وایکی ونگ

۰۷ اسفند ۱۳۹۷

نویسندهٔ رمان «شیمی» متولد چین و مقیم آمریکاست که کارشناسی شیمی و دکترای سلامت عمومی از دانشگاه هاروارد گرفته است. این کتاب اولین و فعلاً تنها نوشتهٔ منتشرشده از «وایکی ونگ» است. او در این داستان که برندهٔ جایزهٔ پن-همینگ‌وی شده است، با نگاه شاعرانه و بسیار شبیه به قالب رمانِ نو و با وصل کردن علم شیمی به زندگی، نگاهی نو به دشواری زندگی مهاجران و دش...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۴۳: طرز فکر؛ نوشتهٔ کارول دووک

۲۸ بهمن ۱۳۹۷

حرف اصلی «طرز فکر» این است که انسان‌ها مخلوطی از دو طرز فکر بسته و مبتنی بر رشد هستند. در طرز فکر بسته استعدادها از نظر شخص از پیش تعریف‌شده و بعضاً محدود هستند. البته انسان‌های با طرز فکر بسته معمولاً با موفقیت‌های ناشی از زعم مستعد بودن خود جلو می‌روند ولی به محض اولین شکست آغاز عقب‌گردشان رقم می‌خورد. در مقابل در طرز فکر مبتنی بر رشد آن چیزی که ...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۴۲: رام‌کننده؛ نوشتهٔ محمدرضا کاتب

۱۵ بهمن ۱۳۹۷

محمدرضا کاتب بعد از رمان «هیس» سبک خاصی را در داستان‌نویسی برای خود به اثبات رساند و از آن موقع در همین سبک قلم زده است. شاید به یک معنا این سبک از داستان‌نویسی در ردهٔ داستان‌های پست‌مدرن بگنجد، شاید هم نام دیگری داشته باشد که من از آن بی‌خبرم. «رام‌کننده» رمانی از کاتب است که نشر چشمه آن را منتشر کرده است. این داستان با روایت اول شخص از زبان نوجو...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۴۱: شیاطین؛ نوشتهٔ فئودور داستایوسکی

۰۹ بهمن ۱۳۹۷

فئودور داستایوسکی یکی از نام‌آورترین نویسندگان تاریخ ادبیات داستانی است. شاید نشود فهرستی از آثار برتر ادبیات داستانی را یافت که یکی از آثار این نویسندهٔ روس در آن نباشد. داستایوسکی را معمولاً با آثاری مانند «جنایت و مکافات» و «برادران کارامازوف» می‌شناسند، اما جالب آن است که «شیاطین» اثری است که بیشتر مورد استقبال بزرگان ادبیات، روان‌شناسی، و فلسف...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۴۰: غول مدفون؛ نوشتهٔ کازوئو ایشی‌گورو

۱۶ دی ۱۳۹۷

بعد از مرگ شاه آرتور، پادشاه بریتانیا در قرون پنجم و ششم، بریتانیایی‌ها از مسألهٔ عجیبی رنج می‌برند. در شهر مه‌ای وجود دارد که باعث فراموشی شده است. حالا اکسل و همسرش بیتریس به فکر آن هستند که به دنبال پسر گمشده‌شان بروند. آن‌ها هیچ حافظه‌ای از گذشته‌شان ندارند و حتی دقیقاً نمی‌دانند چرا پسرشان رهایشان کرده است. آن‌ها در مسیر به اقوام ساکسون (ژرمن‌...

تصویر پست

قفسه‌نوشت سال ۲۰۱۸: پیشنهاد ۱۴ کتاب از ۱۴۰ کتاب

۱۱ دی ۱۳۹۷

وقتی سرعت خواندنم به دلایل مختلف بالا رفت، از تندخوانی و گاهی سطحی‌خوانی خودم ناراحت بودم. به فکر آن افتادم کاری کنم که کیفیت فدای کمیت نشود. این فکر به ذهنم رسید که هر کتابی را که می‌خوانم، حتی آن‌ها را که دل خوشی ازشان ندارم، برایشان چیزکی بنویسم. این شد این چیزهایی که در این یک سال نوشته‌ام. تقارن مشکل ویزایی و بینایی با هم باعث شد، در چهار ماه ...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۳۹: طریق بسمل شدن؛ نوشتهٔ محمود دولت‌آبادی

۰۹ دی ۱۳۹۷

رمانی که محمود دولت‌آبادی، از بزرگان داستان‌نویسی در ایران، در دههٔ هشتاد با مضمون جنگ و صلح نوشته است. زبانِ داستان تنه به زبان بیهقی می‌زند و سبک روایت آن جریان سیال خیال است، بیشترش در خیال نویسنده‌ای عراقی که به او امر شده است که داستان را باب میل حزب بعث بنویسد، ولی او که در خیالش خود را از اجداد نیمچه‌ایرانی می‌پندارد و در پی صلح است، پرندهٔ ...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۳۸: پایی که جا ماند؛ نوشتهٔ سید ناصر حسینی‌پور

۰۷ دی ۱۳۹۷

کتاب در بهترین حالتش باید در احوالات خواننده تغییری هرچند کوتاه‌مدت ایجاد کند. این کتاب یک نمونهٔ واضح از این پدیده است. سید ناصر حسینی در بدترین شرایط خاطراتش را به صورت خلاصه روی کاغذهای مختلفی مانند بستهٔ سیگار و ته‌ماندهٔ کیسهٔ سیمان می‌نوشته و لای عصایش پنهان می‌کرده است. او در خاطراتش برخلاف برخی از کتاب‌ها لاپوشانی نکرده است. قصه‌های تلخ اسا...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۳۷: گهوارهٔ گربه، نوشتهٔ کرت وانه‌گات

۰۲ دی ۱۳۹۷

«بهم بگویید یونس [جونا]. والدینم این‌طوری صدایم می‌کردند. یا تقریباً این‌طوری. بهم می‌گفتند جان.
یونس --جان-- اگر اسمم سام بود، باز هم یونس بودم…
وقتی مرد جوان‌تری بودم -- دو همسر قبل، ۲۵۰ هزار سیگار قبل، سه هزار پیمانه مشروب قبل...» (ص ۱)
کرت وانه‌گات است دیگر، با آن زبان طنزآمیز و سیاهش. شروع داستان نقیضه‌ای است بر موبی‌دیک. داستان نویسنده‌ای است...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۳۶: دوست؛ نوشتهٔ سیگرید نونز

۲۸ آذر ۱۳۹۷

«بسیاری اوقات کتابی را به محض این که می‌بندم فراموش می‌کنم. بعد به جایی می‌رسد که از خواندن هر داستانی پرهیز می‌کنم و می‌بینم هیچ چیزی از دست نداده‌ام.» (ص ۷۴)
این کتاب حدود یک ماه پیش جایزهٔ سال ۲۰۱۸ کتاب ملی آمریکا در بخش رمان را از آن خود کرده است. این رمان کوتاه حدیث نفس نویسنده‌ای است که خبردار می‌شود دوستش که نویسندهٔ بزرگی بوده و روزگاری است...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۳۵: شیرفروش؛ نوشتهٔ آنا برنز

۲۵ آذر ۱۳۹۷

به خاطر رمان‌های موفقی مانند «بازماندهٔ روز» ، «رسوایی» ، و «زندگی پی» که جایزهٔ من‌بوکر را برده‌اند، بر آن شدم هر وقت برندهٔ جایزهٔ امسال وارد بازار آمریکا شود آن را تهیه کنم. همین کار را هم کردم. حتی منتظر نماندم طبق روال بازار کتاب که بعد از قدیمی شدن نسبی کتاب قیمتش افت می‌کند یا حتی دست‌دومش پیدا می‌شود، آن وقت به فکر خردیدنش بیفتم. وقتی صفحهٔ...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۳۴: نام من سرخ؛ نوشتهٔ اورهان پاموک

۱۸ آذر ۱۳۹۷

«رنگْ حس لامسهٔ چشم است، موسیقی گوش است، واژه‌ای از دل تاریکی است.» (ص ۱۸۶)
این رمان که احتمالاً جزو اصلی‌ترین دلایل جایزهٔ نوبل ادبی برای اورهان پاموک است، مانند آخرین رمان نویسنده چندین راوی دارد که ما از زاویهٔ دید هر راوی با بخش‌هایی از داستان آشنا می‌شویم. اینجا اما راوی لزوماً انسان حی و حاضر نیست. همه جور راوی داریم از رنگ سرخ گرفته تا مرگ، ...

چه کتابی بخرم؟

۱۶ آذر ۱۳۹۷

درود
امکان خرید تعداد محدودی کتاب از ایران برای من فراهم شده است. اگر  کتاب‌های خوبی مخصوصاً در زمینه شعر و داستان معاصر فارسی می‌شناسید، لطفاً در بخش نظرات بنویسید.
سپاس

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۳۳: ترز راکن؛ نوشتهٔ امیل زولا

۱۰ آذر ۱۳۹۷

این اولین رمان جدی امیل زولا نویسندهٔ ایتالیایی‌الاصل اهل فرانسه است که در بیست و هفت سالگی‌اش منتشر شد و حواشی پیرامون کتاب باعث شد که مجبور شود برای چاپ دوم کتاب مقدمه‌ای بنویسد. داستان در مورد زنی به اسم ترز راکن است که به اجبار با پسرعمهٔ همیشه‌بیمار و مخنث‌اش ازدواج می‌کند اما دیگر تاب این شرایط را ندارد و با دوست شوهرش، لارن، رابطه برقرار می‌...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۳۲: روشنایی ماه اوت؛ نوشتهٔ ویلیام فاکنر

۰۵ آذر ۱۳۹۷

«بخوانید، بخوانید، بخوانید. همه چیز بخوانید، آشغال، کلاسیک، خوب و بد، و ببینید هر کدام چطوری هستند. درست مثل نجاری که در حال کارآموزی است و به کار استادش دقت می‌‌کند. بخوانید! جذب خواهید کرد. آنگاه بنویسید. اگر خوب بود، خواهید فهمید. اگر خوب نبود، از پنجره نوشته‌تان را بیرون بیندازید.» (نقل از فاکنر در پشت جلد کتاب)
این کتاب را فاکنر در سال ۱۹۳۲ من...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۳۱: درجهٔ صفر نوشتار؛ نوشتهٔ رولان بارت

۲۹ آبان ۱۳۹۷

این کتاب مجموعه مقالات پیوستهٔ رولان بارت (۱۹۱۵-۱۹۸۰) منتقد ادبی قرن بیستم فرانسه است. به نظر می‌رسد حرف‌های این کتاب رنگ کهنگی به خودش گرفته باشد، مانند فرق ادبیات بورژوا و کمونیستی، و آیا ادبیات باید سیاسی باشد یا خیر. ظاهراً حرف بارت آن است که به خاطر تأثیر جامعه بر روی نویسنده، سیاست و جامعه تبدیل به بُعد سوم نوشتن می‌شود. از نظر بارت، ادبیات ف...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۳۰: دکتر ژیواگو؛ نوشتهٔ بوریس پاسترناک

۲۸ آبان ۱۳۹۷

جلو نرفت دیگر. به زور به یک‌چهارم رساندم ولی جلوتر نرفت. به لطف خلاصه‌ها و پیش‌پردهٔ فیلمش، اصل داستان را می‌دانم ولی جلو نرفت. می‌دانم نویسنده‌اش جایزهٔ نوبل ادبیات گرفته و علاوه بر شاعری، این کتابش معروف‌ترین رمانش است. می‌دانم جزو صد کتاب پیشنهادی دیلی‌تلگراف است. می‌دانم «ایتالو کالوینو» از این کتاب در کتاب «چرا کلاسیک بخوانیم» چه ستایشی کرده ا...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۲۹: گیاه‌خوار؛ نوشتهٔ هان کانگ

۲۱ آبان ۱۳۹۷

این رمان در سال ۲۰۰۷ در کرهٔ جنوبی منتشر شده است. در سال ۲۰۱۵، دبورا اسمیث مترجم نوپای زبان کره‌ای ترجمهٔ انگلیسی این رمان را منتشر و سال ۲۰۱۶ این رمان جایزهٔ بخش بین‌الملل من‌بوکر را از آن خود کرد. این رمان فضای ویژه‌ای دارد، چیزی در حال و هوای رمان‌های کافکایی. داستان در مورد یونگ‌هایْ زن خانه‌داری است که ناگهان بر اثر دیدن کابوس‌هایی مبهم تصمیم ...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۲۸: جاده؛ نوشتهٔ کورمک مک‌کارتی

۱۹ آبان ۱۳۹۷

پدر و پسری در جاده، با پای پیاده، از ترس سرمای ساحل شرقی رهسپار ساحل غربی، با اندکی آذوقه، با خاطرهٔ مادری که تاب این سرنوشت را نداشت و خودکشی کرد، و پدر که تاب دیدن انسان دیگری را ندارد. هر انسان به خودی خود دشمن است، وقتی که زمین سرد است و بی‌گیاه و بی‌جانور. همهٔ قصهٔ این رمانِ برندهٔ جایزهٔ پولیتزر ۲۰۰۷ در چنین فضایی است. هیچ داستان فرعی وجود ن...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۲۷: هر چیزی ممکن است؛ نوشتهٔ الیزابت استراوت

۱۴ آبان ۱۳۹۷

«هر چیزی ممکن است»، حتی اینکه وسط خواندن کتاب متوجه بشوی نظم چاپ شمارهٔ صفحات از میانه به هم ریخته است و البته بسیاری از صفحات موجود نیست. یک هفته بعد به سراغ کتاب‌فروشی بارنز و نوبل ردوودسیتی کالیفرنیا رفتم و تمام یادداشت‌هایی را که رویش نوشته بودم هبه کردم در ازای یک نسخهٔ سالم.
این کتاب رمانی است که از نظر سبکی مشابه رمان دیگر نویسنده « الیو کیت...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۲۶: من دیگر ما، جلد چهارم؛ نوشتهٔ محسن عباسی ولدی

۱۴ آبان ۱۳۹۷

جلد چهارم «من دیگر ما» در مورد بازی و اهمیت بازی برای کودکان است. نگاه اصلی نویسنده این است که پدر و مادر باید خود در بازی سهیم باشند و خطرناک‌ترین کار بی‌حوصلگی و واسپردن بازی به عهدهٔ فناوری‌های جدید مثل تلویزیون و بازی‌های رایانه‌ای یا مهد کودک‌هاست. کتاب بسیار کوتاه است و مفید. خواندنش را توصیه می‌کنم.

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۲۵: نویز سفید؛ نوشتهٔ دان دلیلو

۰۵ آبان ۱۳۹۷

«اینجا ما نمی‌میریم، ما خرید می‌کنیم.» (ص ۳۸)
این رمان که در سال ۱۹۸۵ جایزهٔ کتاب ملی آمریکا در بخش داستان را از آن خود کرده است با عناوین مختلف مانند «نویز سفید» و «برفک» ترجمه شده است. البته نمی‌دانم چرا «برفک» ترجمه شده است. برفک معنای کاملاً متفاوتی چه در ظاهر چه در مضمون با نویز سفید دارد. دان‌دلیلو از پیشروان روایت پست‌مدرن است. این داستان پا...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۲۴: زندگی پی؛ نوشتهٔ یان مارتل

۰۲ آبان ۱۳۹۷

نویسنده دنبال رساندن پیامی بوده است. پیامی که در قالبی غریبه ریخته شده تا رسانده شود. لذا بسیاری از کسانی که از پیام مرکزی داستان ناخشنود شدند، تنها به میانهٔ هیجان‌انگیز داستان که از قضا فیلمش هم ساخته شده است، اشاره کرده‌اند.
این کتاب نوشتهٔ یان مارتل نویسندهٔ کانادایی است که در سال ۲۰۰۱ برندهٔ جایزهٔ من‌بوکر شده است. داستان زندگی پسری با اسم مخت...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۲۳: بروکلین؛ نوشتهٔ کولم تویبین

۲۸ مهر ۱۳۹۷

برای یک رمان با سبک روایت متعارف چند پیش‌نیاز اصلی وجود دارد. یکی‌اش شناساندن مکان و زمان در داستان، فضاسازی در صورت تاریخی بودن موقعیت داستان، شخصیت‌پردازی و داشتن کشش داستانی است. رمان حاضر، نوشتهٔ نویسندهٔ ایرلندی و استاد کنونی دانشگاه کلمبیا، فاقد موارد یادشده است. شخصیت «ایلیس» که برای کار به بروکلین رفته است، معلوم نیست که دقیقاً چه جور آدمی ...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۲۲: نام من لوسی بارتون است؛ نوشتهٔ الیزابت استراوت

۲۷ مهر ۱۳۹۷

«پاری اوقات که این روزها در آپارتمان تنها هستم، با صدایی نرم و بلند می‌گویم "مامانی!" و نمی‌دانم منظورم چیست. آیا دارم مادرم را صدا می‌کنم یا صدای دخترم بکا را می‌شنوم، موقعی که بکا نظاره‌گر برخورد دومین هواپیما به دومین برج بود. به نظرم، هر دو صداست.
این داستان من است.
و هنوز این داستان داستانِ خیلی‌هاست. داستان مُلا، هم‌اتاقیِ دانشگاهم، و داستان ...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۲۱: سالار مگس‌ها؛ نوشتهٔ ویلیام گلدینگ

۲۵ مهر ۱۳۹۷

اولین رمانِ «ویلیام گلدینگ» نویسندهٔ انگلیسی برندهٔ جایزهٔ‌ نوبل در سال ۱۹۸۳ از سه وجه قابل توجه است. وجه اول پی‌رنگ مرکزی داستان است که به نظرم بسیار جذاب است. بعد از یک سانحهٔ هوایی، تعدادی پسربچه که هیچ کدام به غیر از دو برادر دوقلو همدیگر را از قبل نمی‌شناخته‌اند، در جزیره‌ای ناشناخته و بدون سکنه می‌افتند. کم‌کم دو دسته می‌شوند. دسته‌ای که می‌خ...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۲۰: الیو کیتریج؛ نوشتهٔ الیزابت استراوت

۲۴ مهر ۱۳۹۷

خودِ نویسنده می‌گوید این یک رمان است اما نه به معنای مرسومش. مجموعه داستان کوتاهی که از قبل به نیت رمان شدن نوشته شده است. حتی داستان‌ها قبلاً در مجلات ادبی منتشر شده است. سبکْ سبکِ داستان کوتاه است اما داستان‌ها به هم پیوسته هستند و شخصیت‌ها همه در شهری ساختگی در ایالت مِین، شمال شرق امریکا نزدیک مرز کانادا، زندگی می‌کنند و شخصیت ثابت همهٔ‌ داستان...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۱۹: دهکدهٔ برفی؛ نوشتهٔ یاسانوری کاواباتا

۲۱ مهر ۱۳۹۷

یک هایکوی بلند، در فضایی سرد، تصویرهایی شاعرانه، مکالمه‌هایی شبیه به گفتم‌گفتاهای شعرهای بلند، داستانی کلاسیک که شباهتی با داستان‌های کلاسیک غربی ندارد، از نویسندهٔ ژاپنی برندهٔ جایزهٔ نوبل ادبی سال ۱۹۶۸. ظاهراً این کتاب با عنوان «دهکدهٔ برفی» به فارسی ترجمه شده است.
شیمامورا مردی است که در سرگردانی درونی‌اش زن و بچه‌اش را در توکیو را وامی‌نهد و به...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۱۸: کوری؛ نوشتهٔ ژوزه ساراماگو

۲۰ مهر ۱۳۹۷

«فکر می‌کنم ما کوریم ولی نمی‌بینیم، انسان‌های کوری که می‌بینند، اما نمی‌بینند.» (ص آخر داستان)
بیماری سفید، کوری ناگهان که هم مسری است و هم برخلاف روال عادی کوری، به جای تصویری سیاه، همه چیز سفیدِ مطلق است. مردی کور می‌شود، به چشم‌پزشک می‌رود، چشم‌پزشک و همهٔ حاضران مطب کور می‌شوند و کار تا جایی پیش می‌رود که همهٔ شهر کور می‌شوند. گروه اول کورها نا...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۱۷: چیزی غریب در سرم؛ نوشتهٔ اورهان پاموک

۱۸ مهر ۱۳۹۷

اورهان پاموک، نویسندهٔ ترک‌تبار اهل استانبول، استاد پاره‌وقت ادبیات تطبیقی در دانشگاه کلمبیا و برندهٔ جایزهٔ نوبل ادبی در سال ۲۰۰۶ است. کتاب حاضر در سال ۲۰۱۴ منتشر شد و در فهرست اولیهٔ جایزهٔ بخش بین‌المللی من‌بوکر قرار گرفت. این رمان نسبتاً بلند در مورد زندگی «مِولوت»، دوره‌گرد بوزافروشی است که در نوجوانی در دههٔ شصت میلادی همراه با پدرش به استانب...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۱۵: چگونه تنها بودن؛ نوشتهٔ جاناتان فرنزن

۰۸ مهر ۱۳۹۷

«من عزادار فروبستگی قدرت فرهنگی‌ای که روزی ادبیات داشت هستم و در اندوه زمانه‌ای بسیار مضطرب هستم که لذت متن را به سختی برمی‌تابد. فکر نمی‌کنم دیگران بی‌خیال استفاده از تلویزیون شوند. حتی خودم مطمئن نیستم تا کی بی‌تلویزیون بمانم. اما اولین درسی که خواندن به ما می‌دهد، "چگونه تنها بودن" است.» (ص ۱۷۸)
«جاناتان فرنزن» از معدود نویسندگان زندهٔ آمریکایی ...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۱۶: مثل یک نویسنده خواندن؛ نوشتهٔ فرنسین پروز

۰۸ مهر ۱۳۹۷

تمام حرف نویسندهٔ این کتاب این است که به جای رفتن به کلاس‌های نویسندگی و از این جور چیزها، بهترین کلاس نویسندگی آهسته و دقیق خواندن آثار ماندگار ادبی است. بقیهٔ کتاب مملو از مثال‌های بعضاً ملال‌آور با توضیحات شخصی نویسنده است. به این معنا که اگر آن کتاب‌ها را نخوانده باشید، احتمالاً حرف نویسنده را نخواهید فهمید. بدترش حرافی نویسنده و گفتن از خاطرات...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۱۴: ۴ ۳ ۲ ۱؛ نوشتهٔ پل آستر

۰۴ مهر ۱۳۹۷

نامزد نهایی جایزهٔ من‌بوکر در سال ۲۰۱۷، آخرین نوشتهٔ پل آستر نویسندهٔ آمریکایی. نویسنده‌ای که به قول خودش هر روز هشت ساعت می‌نویسد و در بهترین حالت سه صفحه در یک روز می‌نویسد، بعد از هفت سال بی‌کتابی حالا بلندترین رمانش را نوشته است، آن هم در ۸۶۶ صفحه. رمان چهار قصه است در یک قصه. یک نفر با چهار سرنوشت مختلف. رمانِ «۴ ۳ ۲ ۱» در واقع چهار رمان است ک...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۱۳: زندگی نوشتن؛ نوشتهٔ آنی دیلارد

۰۱ مهر ۱۳۹۷

«چرا اصلاً کسی به جای تماشای فیلم روی پرده کتاب بخواند؟ چون کتاب می‌تواند تبدیل به ادبیات شود… در نظر من، هر چه بیشتر کتابی ادبی باشد، واژه‌هایش دقیق‌تر، جملاتش تخیل‌آمیزتر، عمیق‌تر و مستدل‌تر هستند، و مردم بیشتر آن کتاب را می‌خوانند… به نظرم سخت‌تر از سال‌ها وقت گذاشتن برای نوشتن یک کتاب، متقاعد کردن کتاب‌نخوان‌ها به خواندن کتاب است.» (ص ۱۹)
با وج...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۱۲: آخرین پیش‌نویس؛ نوشتهٔ ساندرا اسکوفیلد

۲۵ شهریور ۱۳۹۷

این کتاب تا حدی خلاصهٔ درس‌گفتارهای نویسنده از کلاس‌های نویسندگی است که در آن‌ها معلمی می‌کند. یک سؤال مهم بعد از پایان این کتاب به ذهنم رسید: این کتاب چه حرف تازه‌ای داشت که انبوه کتاب‌های این موضوع نداشتند؟ به جواب خاصی نرسیدم. چون در این موضوع چند کتاب قبلاً خوانده‌ام، به نظرم آمد دوباره خواندن آن قبلی‌ها می‌توانست مفیدتر از خواندن این کتاب باشد...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۱۱: شوخی بی‌نهایت؛ نوشتهٔ دیوید فاستر والاس

۲۰ شهریور ۱۳۹۷

واژهٔ «مزخرف» در اصل به معنای «آراسته به زر» و در فارسیِ امروز به معنای بیهوده و لغو است. جرأت زیادی می‌خواهد که در مورد اثر ادبی‌ای که اکثریت کسانی که این کتاب را خوانده‌اند و برایشان نقد نوشته‌اند از خواندنش متحیر و راضی شدند، منِ غیرمتخصص چنین حرفی را بزنم. ولی کی به کی است! جسارت می‌کنم و می‌گویم این کتاب مزخرف است.
«دیوید فاستر والاس» نویسندهٔ...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۱۰: شرح زندگی یک رخسار؛ نوشتهٔ لوسی گریلی

۰۷ شهریور ۱۳۹۷

«لوسی گریلی» در چهار سالگی همراه با خانواده‌اش از ایرلند به آمریکا مهاجرت می‌کند. پدرش خبرنگار بود و سابقهٔ اسارت در اسارت‌گاه‌های جنگ جهانی را داشته است. او که خواهری دوقلو نیز داشت، در نه سالگی ضربه‌ای به فکش وارد می‌شود و متعاقباً درد دندان شدید به سراغش می‌آید. آزمایش‌های بیشتر نشان از تومور در او دارد. پزشکان مجبور به برداشتن بخشی از استخوان ف...

قفسه‌نوشت ۱۰۹: گلستان؛ نوشتهٔ سعدی

۰۴ شهریور ۱۳۹۷

نقدم به این کتاب چیست؟ ما هکذا الظنُّ بی! به قول حافظ «من که باشم که بر آن خاطر عاطر گذرم». خواستم تیمناً آخرین کتابی که از کتابخانهٔ دانشگاه امانت می‌گیرم، بوی گل بدهد. «یک نفس با ما نشستی، خانه بوی گل گرفت». این یکی به کوشش سعید نفیسی چاپ کتاب‌فروشی فروغی که در یک‌هزار نسخه به تاریخ تیرماه یک‌هزار و سیصد و چهل و پنج هجری خورشیدی در چاپخانهٔ شرق ب...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۰۸: موبی دیک؛ نوشتهٔ هرمن ملویل

۰۴ شهریور ۱۳۹۷

غیر از رمان‌های خیلی اخیر مانند برنده‌های من‌بوکر و پولیتزر، رمان‌های دیگر را از روی فهرست‌های پیشنهادی نشریه‌های معتبر انتخاب می‌کنم. از بین هفت فهرستی که به آن نگاه می‌اندازم، در چهار تایش «موبی دیک» وجود دارد. پس باید رمان خوبی باشد. اما من موبی دیک را با یک خاطرهٔ پیشین آغاز کردم. در کتاب «خودویراستاری برای نویسندگان» چند پاراگراف از این کتاب  ...

آمریکا از نگاه آمریکا (۱)

۰۳ شهریور ۱۳۹۷

مدت‌ها به این فکر بود که چنین مطلبی را آماده کنم. در سال دوم دانشجویی در دانشگاه کلمبیا، جرأت کردم شروع به خواندن کتاب‌های غیردرسی به زبان اصلی کنم. یکی از انگیزه‌هایم شناخت آمریکا از زبان خود آمریکایی‌ها بود. حالا و پس از گذشت نزدیک به پنج سال از آن موقع و البته در آخرین لحظه‌های حضورم در شهر نیویورک، بر آن شدم فهرستی تهیه کنم و در اینجا بگذارم. ا...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۰۷: صد سال تنهایی؛‌ نوشتهٔ گابریل گارسیا مارکز

۰۲ شهریور ۱۳۹۷

گابریل گارسیا مارکز، برندهٔ کلمبیاییِ جایزهٔ نوبل ادبیات، پدر سبک ادبی «رئالیسم جادویی» است و این کتاب آغازگر این سبک است. در رئالیسم جادویی همه چیز مثل دنیای واقعی است ولی گاهی اتفاقاتی خارج از دایرهٔ عادت رخ می‌دهد اما نویسنده جوری وانمود می‌کند که انگار آن اتفاقات غیرعادی هم جزو اتفاقات عادی هستند. شبیه این سبک را در کتب مرتبط با کرامات صوفیه ما...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۰۶: هستی و زمان؛ نوشتهٔ مارتین هایدگر

۰۲ شهریور ۱۳۹۷

فرصت تمام شد جناب هایدگر. ده ماه گذشت و من نتوانستم از میانه به بعد، یک خط بیشتر از کتاب شما را بخوانم. در این میانه کتاب «چگونه هایدگر بخوانیم» را خواندم و چیزکی در مورد «دازاین» فهمیدم. آن طور که فهمیدم یعنی وجودی که با جهانی که آن را احاطه کرده است تعریف می‌شود. در مورد «دیگران» و «استبداد دیگران» و چیزهایی از این دست از کتاب «چگونه هایدگر بخوان...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۰۴: به رنگ ارغوان؛ نوشتهٔ آلیس واکر

۲۷ مرداد ۱۳۹۷

«آلیس واکر» به خاطر این رمان در سال ۱۹۸۳ دو جایزهٔ معتبرِ پولیتزر و جایزهٔ ملی کتاب آمریکا را از آن خود است و هنوزاهنوز این کتاب در قفسه‌های اصلی پیشنهادی کتاب‌فروشی‌های [حداقل] نیویورک قرار داده می‌شود. داستان در قالب روزنوشت‌های «سلی»، زنی سیاه‌پوست، در یکی از ایالت‌های جنوبی حوالی دههٔ ۱۹۳۰ است. تا نزدیک به پایان نیمهٔ اول داستان، همهٔ روزنوشت‌ه...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۰۵: با تشکر، به کار ما نمی‌آید؛ نوشتهٔ جسیکا پیج مورل

۲۷ مرداد ۱۳۹۷

بگذارید یک مقدمه پیش از معرفی کتاب بگویم. در آمریکا،‌ انگلیس و احتمالاً بسیاری از کشورهای اصطلاحاً پیشرفته روند نشر یک کتاب این گونه است که نویسنده‌های نوپا پیش‌نویس نوشته‌شان را برای یک شرکت ویراستاری می‌فرستند. نقش ویراستار آن است که نخست ببیند آیا کتاب قابلیت فنی حداقلی را دارد یا خیر. اگر داشته باشد، آیا در همهٔ اجزا انسجام کافی وجود دارد یا خی...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۰۳: رسوایی؛ نوشتهٔ جی. ام. کوتزی

۲۵ مرداد ۱۳۹۷

«جان مکس‌ول کوتزی» نویسندهٔ سفیدپوست اهل آفریقای جنوبی که هم‌اکنون در استرالیا زندگی می‌کند، اولین کسی است که توانسته جایزهٔ معتبر بوکر را دو بار دریافت کند. او در سال ۲۰۰۳ جایزهٔ نوبل را دریافت کرده است. رمانِ حاضر در سال ۱۹۹۹ منتشر شد و جایزهٔ بوکر را برای بار دوم برای نویسنده به ارمغان آورده است.
اما داستان چیست؟ دیوید لوری مردی ۵۲ ساله که استاد...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۰۲: زندگی و عقاید آقای تریسترام شندی؛ نوشتهٔ لارنس استرن

۲۳ مرداد ۱۳۹۷

«لارنس استرن» در ایرلند متولد و بزرگ شد و تحصیلاتش را در انگلیس به اتمام رساند. او خیلی دیر روی به نویسندگی آورد و خیلی زود از دنیا رفت. به همین خاطر این کتاب تنها رمانِ باقی‌مانده از اوست. این رمان در اواسط قرن هجدهم، درست زمانی که هنوز رمان کلاسیک جای پایش را سفت نکرده بود، رمان مدرن به وجود نیامده بود و به رمان پست‌مدرن حتی فکر هم نمی‌شد، نوشته ...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۰۱: ساعت‌ها؛ نوشتهٔ مایکل کانینگهام

۲۲ مرداد ۱۳۹۷

«ساعت‌ها» نوشتهٔ «مایکل کانینگهام» در سال ۱۹۹۹ جایزهٔ پولیتزر را برده است و خیلی زود به فیلم سینمایی تبدیل شده است. این کتاب با الهام از زندگی و نویسندگی «ویرجینیا وولف» نوشته شده است. سبک نگارش داستان مخلوطی از راوی سوم شخصِ نزدیک و بعضی اوقات دانای کل است. این رمان پیش‌گفتاری نیز دارد که روایت خودکشی «ویرجینیا وولف» است. در کتاب «روان‌شناسی برای ...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۰۰: مرد بی‌وطن؛‌ نوشتهٔ کرت وانه‌گات

۲۱ مرداد ۱۳۹۷

«اگر متوجه نشد‌ه‌اید، [خوب است بدانید] رهبریِ انتخاب‌نشدهٔ ما میلیون‌ها و میلیون‌ها انسان را به خاطر دین و نژادشان در شمار انسان نمی‌آورد. ما آن‌ها را هر طور دلمان خواست  زخمی می‌کنیم، می‌کشیم، شکنجه می‌کنیم و زندانی می‌کنیم.
مثل آب خوردن.
اگر متوجه نشده‌اید، [بدانید] ما حتی سربازانمان را از شمار انسان‌ها خارج کردیم، نه به خاطر دین و نژادشان، بلکه ...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۹۹: گتسبی بزرگ؛ نوشتهٔ اف. اسکات فیتزجرالد

۲۰ مرداد ۱۳۹۷

"زمان جوانی و کم‌تجربگی‌ام پدرم نصحیتی به من کرد که آویزهٔ گوشم شده است: «هر وقت خواستی کسی را سرزنش کنی، فقط یادت باشد همهٔ آدم‌های دنیا موقعیت‌هایی که تو داشته‌ای نداشتند.»"
راوی رمان، «نیک کاراوی»، از غرب آمریکا به شرق آمده و تحصیل کرده و سپس برای کار به نیویورک مهاجرت کرده است. او همسایهٔ «جِی گتسبی» سرمایه‌دار جوانی است که هر هفته جشن‌های مفصل...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۹۸: نوشتن شخصیت صمیمی؛ نوشتهٔ جوردن روزن‌فلد

۲۰ مرداد ۱۳۹۷

برخلاف بسیاری از کتاب‌های مرتبط با داستان‌نویسی که مملو هستند از خاطره‌های شخصی نویسنده -بخوانید الگوسازی ناخودآگاه نویسنده از خود- این کتاب خیلی شسته‌رفته به سراغ یکی از ابعاد مهم داستان، یعنی شخصیت، رفته است. مبنای تعریف شخصیت از نگاه این کتاب ارتباط تنگاتنگ با «زاویهٔ دید» دارد. یعنی با زاویهٔ دید و روایت بر مبنای آن است که شخصیت به مرور زمان سا...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۹۷: دختری در قطار؛ نوشتهٔ پائولا هاوکینز

۱۷ مرداد ۱۳۹۷

بعد از مدت‌ها خودم را راضی به خواندن داستان عامه‌پسند کردم. می‌خواستم بدانم این چیست که عده‌ای این قدر دوستش دارند. باید اعتراف کنم که اگر پی حرف ویژه‌ای نباشیم و سرگرمی هدف غایی خواندن رمان باشد، این رمان‌ها گزینهٔ بهتری از رمان‌های ادبی هستند. به قول آمریکایی‌ها دو جور داستان وجود دارد: ادبی و تجاری. «دختری در قطار»، نوشتهٔ «پائولا هاوکینز» روزنا...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۹۵: ماهی‌ها در شب می‌خوابند؛ نوشتهٔ سودابه اشرفی

۱۵ مرداد ۱۳۹۷

این رمانِ کوتاه، که در سال ۸۳ منتشر شده، دو جایزه گرفته است. پس لابد باید شاید احتمالاً یقیناً خوب باشد که… باید اول پرسید رقبای این کتاب در آن دوره چه بوده‌اند؟ این داستان روایت زندگی «طلایه» است که حالا در آمریکا [دقیقاً چطوری؟] زندگی می‌کند و برادرش «علی» پی آن است که با او ارتباط برقرار کند. حالا طلایه توی ذهنش برمی‌گردد به خاطراتش، به دوران ان...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۹۶: مجموعه اشعار، دفتر دوم؛ سرودهٔ محمدتقی شمس لنگرودی

۱۵ مرداد ۱۳۹۷

به نظر حقیر فقیر سراپا تقصیر، نوشتن شعر منثور دشوارتر از شعر موزون است. چرایش واضح است؛ شعر منثور عنصر مخدر موسیقی بیرونی را ندارد و باید از دیگر عناصر شعر استفاده کند. به نظرم یکی از مهم‌ترین نشانه‌های موفقیت یا عدم موفقیت شعر منثور فارسی میزان استقبال عموم به سمت آن شعر است. این که کتابی دو یا سه بار تجدید چاپ شود، با توجه به تعداد پایین شمارگان ...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۹۴: عاشق؛ نوشتهٔ مارگاریت دوراس

۱۴ مرداد ۱۳۹۷

گویا «مارگاریت دوراس» به نسلی تعلق دارد که پی ساختارشکنی در رمان‌نویسی بوده‌اند. آن‌ها سبکی را به وجود آورده‌اند که به نام «رمان نو» مشهور شد. درست مثل شعر نو که در آن وزن عروضی دقیق و قافیه به عنوان اصول بدیهی شعر زیر پا گذاشته شده است، در رمان نو شخصیت‌پردازی، تعلیق، گره و گفتگو کنار می‌رود و شاعرانه‌نویسی شبیه به خاطرهٔ جریان سیال خیال جایش را م...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۹۳: لولیتا؛ نوشتهٔ ولادیمیر ناباکوف

۱۳ مرداد ۱۳۹۷

"لولیتا، نور زندگی‌ام، آتش صُلبم. گناهم، روحم. لو-لی-تا: نوک زبان سه گام را می‌پیماید تا در سومین گام به دندان برسد. لو. لی. تا.
او صبح‌ها «لو» بود، فقط «لو» که با قد چهار پا و ده اینچی‌اش با یک جوراب می‌ایستاد. وقتی شلوار کرباسش را می‌پوشید، «لولا» بود. وقتی مدرسه بود، «دولی» بود. وقتی اسمش را روی نقطه‌چین مدارک می‌نوشت «دولورس» بود. اما در آغوش م...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۹۲: زبور پارسی؛ تألیف محمدرضا شفیعی کدکنی

۱۱ مرداد ۱۳۹۷

شعر عرفانی ایران سه قله دارد که هر یکی از قبلی مرتفع‌تر است تا جایی که آخری‌اش این‌قدر ارتفاع می‌گیرد که دیگر کسی هم‌قدش هنوز پیدا نشده است. این سه قله حکیم سنایی، عطار نیشابوری، و مولوی هستند. به خاطر قوت غزلیات شمس و مثنوی معنوی معمولاً خوانندهٔ ایرانی به مولوی بسنده می‌کند و به سراغ آن دو دیگر نمی‌رود. البته کهن‌ساختارها در شعرهای دورهٔ سنایی و ...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۹۱: ثانیه‌ها؛ نوشتهٔ محمدرضا فیاض

۱۰ مرداد ۱۳۹۷

اولین رمان نویسندهٔ دههٔ شصتی، که به گفتهٔ خودش در کارگاه رمان‌نویسی محمدحسن شهسواری نسخهٔ اولش را نوشته است. از این جهت، همهٔ این‌ها قاعدتاً باید به معنای یک کار پیش‌پا افتاده باشد؛ که نیست. کار از نظر تکنیکی بسیار پخته است. یک رمان شخصیت‌محور در مورد پیرمردی هفتاد ساله که انگاری چیزی در زندگی‌اش کم داشته و دارد. پیرمردی بدعنق که به همهٔ عالم و آد...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۹۰: مدرسهٔ احمق‌ها؛ نوشتهٔ ساشا سوکولوف

۰۸ مرداد ۱۳۹۷

"چگونه آغاز کنم؟ با چه واژه‌هایی؟ مهم نیست، با چند واژه شروع کن. آنجا، روی برکه، ایستگاهی بود. روی برکه در ایستگاه؟ اما این درست نیست؛ یک اشتباه سبکی است. درستش چای‌سرا بود؛ حتی می‌شود گفت یک بوفه یا روزنامه‌فروشی در ایستگاه، اما نه در برکه. برکه فقط نزدیک ایستگاه بود. پس بگوییم ایستگاهی نزدیک برکه؛ مگر چقدر مهم است. عالی شد؛ پس می‌گویم: آنجا روی ب...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۸۹: تاوان؛ نوشتهٔ یان مک‌ایوان (مک‌یوئن)

۰۷ مرداد ۱۳۹۷

با یک پیش‌شرط این رمان بسیار جذاب خواهد بود: حداقل تا صد صفحهٔ اول پایمردی کنید و داستانی بدون گره و تعلیق را تاب بیاورید. البته به این معنا نیست که آن صد صفحه خسته‌کننده است. نویسنده توانایی منحصر به فردی در تصویرسازی و روایت دانای کل دارد. این رمان، چهار بخش دارد. بخش اول فقط در یک روز در سال ۱۹۳۵ می‌گذرد. نویسنده به عالم تفکرات و خیالات بیشتر شخ...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۸۷: ماجرای مرموز سگ در شب؛ نوشتهٔ مارک هادون

۰۴ مرداد ۱۳۹۷

این کتاب تابع سنت پست‌مدرن! است. یعنی نویسنده خودش را در قالب هیچ قالبی نگنجاند. حالا نویسندهٔ سابق کتاب‌های کودک، رمانی نوشته است از زاویهٔ دید نوجوانی که به سندروم ساوان، نوع خاصی از اوتیسم، مبتلاست. افرادی که به این سندروم مبتلا هستند با وجود داشتن مشکلات ارتباطی و احساسی، به شدت در منطق و ریاضیات نبوغ دارند. کریستوفر شخصیت اول این داستان سعی دا...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۸۸: راهنمای ویرایش؛ نوشتهٔ غلامحسین غلامحسین‌زاده

۰۴ مرداد ۱۳۹۷

چشمم که به بکن‌نکن‌های کتاب خورد و روزآمد نبودن بعضی قواعد، به جای خواندن دقیق، به تورق سریع بسنده کردم. احتمالاً برای اهلش کتاب خوبی است، نه برای من که خرم از پل گذشته. در این موضوع، «نکته‌های ویرایش» علی صلح‌جو ، و «غلط ننویسیم» مرحوم نجفی را توصیه می‌کنم.

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۸۶: گاوخونی؛ نوشتهٔ جعفر مدرس صادقی

۰۳ مرداد ۱۳۹۷

مدرس صادقی این کتاب را سال ۱۳۶۰ نوشته‌ است، یعنی هنوز سی ساله نشده بود که این رمان بسیار کوتاه را نوشت. گاوخونی باتلاقی است که آب زاینده‌رود به آن می‌ریزد. رمان روایت جوانی اصفهانی است که خواب‌های آشفته می‌بیند. خواب‌هایی در مورد پدرش، همان پدری که راوی دوست داشت بمیرد، و مرد، و راوی هنوز پدرش را زنده می‌دید چه در خواب چه در بیداری. این داستان اصطل...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۸۵: پیاده‌روی برای شنیدن؛ نوشتهٔ اندرو فورست‌هوفل

۰۲ مرداد ۱۳۹۷

اندرو جوانی اهل پنسیلوانیا پس از پایان دورهٔ کارشناسی دچار سؤال‌های بزرگ در مورد زندگی و هویتش می‌شود. او که در پانزده سالگی شاهد جدایی پدر و مادرش می‌شود، دچار تنش‌های روحی شده، دنبال هدفی برای زندگی می‌گردد. بعد از شکست در پیدا کردن دانشگاهی خوب برای تحصیلات تکمیلی و پیدا نکردن شغل مناسب، در بیست و سه سالگی شال و کلاه می‌کند و تصمیم می‌گیرد از پن...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۸۴: یاشماق؛ نوشتهٔ نادر ساعی‌ور

۲۸ تیر ۱۳۹۷

یا سلیقهٔ داستانی من خاص است یا بازار کتاب ایران چیزی‌ش می‌شود. این رمان غیر از نامزدی جایزهٔ جلال و واگذار کردن جایزه به «پاییز فصل آخر سال است» تقریباً توفیقی نداشته. تنها یک نقد کوتاه از آن در خبرگزاری فارس وجود دارد و غیر از آن، دیگر رد پایی از آن این کتاب در اینترنت نیست. ناشر کتاب هم ناشر آنچنان معروفی نیست و شمارگان کتاب ۱۰۰۰ نسخه است. گویا ...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۸۳: خنده‌دار به فارسی (عطر سنبل عطر کاج)؛ نوشتهٔ فیروزه دوما

۲۷ تیر ۱۳۹۷

قبلاً از آن که به ایراد گرفتن از این کتاب بپردازم، باید بگویم که فارغ از محتوای کتاب به احتمال زیاد موقع خواندن این کتاب بسیار خواهید خندید، شاید با صدای بلند. نویسنده توانایی ویژه‌ای در طنزنویسی طی گزارش مستند دارد. البته این قضیه با توجه به موضوع مورد نظر کمی ساده‌تر از موضوعات روزمرهٔ دیگر است. موضوعْ زندگیِ دختری است که در هفت سالگی همراه با خا...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۸۲: نام گل سرخ؛ نوشتهٔ امبرتو اکو

۲۵ تیر ۱۳۹۷

هر بار که داستانی را باز می‌کنم به این فکر می‌کنم خب که چه؟ به جای خواندن این حجم از تخیل یک آدم عادی، می‌شود نصف همین حجم از تفکر یک آدم غیرعادی را خواند و بهره برد. بعدش سعی می‌کنم همین کار را بعضی وقت‌ها بکنم. نتیجه این که چند کتاب فلسفی نیمه‌خوانده روی دستم باد کرده است و هیچ وقت آرای فلاسفهٔ بزرگ را نخوانده‌ام. بعضی وقت‌ها با آثاری داستانی موا...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۸۱: راهنمای روان‌شناسی برای نویسنده‌ها؛ نوشتهٔ کارولین کافمن

۲۱ تیر ۱۳۹۷

دنبال مطلبی در مورد بُعد روان‌شناسی شخصیت‌پردازی بودم که به این کتاب برخوردم. البته هدف این کتاب بیشتر آشناتر کردن نویسنده‌ها با اصول کلی روان‌شناسی و روان‌درمانی، انواع بیماری‌ها و اختلالات روانی و راه‌های درمان آن‌ها، و البته هشدار به نویسنده‌ها در مورد استفاده از کلیشه‌های نادرست در تعریف بیماری‌هایی مانند شیزوفرنی است. در این کتاب به بیماری‌های...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۸۰: اس؛ نوشتهٔ جِی جِی آبرامز و داگ دورست

۱۹ تیر ۱۳۹۷

کتابی عجیب که غریبگی از سر تا پایش معلوم است. نخست آن که در هیچ کتاب‌فروشی‌ای کتاب به صورت باز و بدون برچسب دیده نمی‌شود. کتاب را که می‌خری باید نخست برچسب شیرازه را با قیچی ببری تا کتاب از جلد بیرونی‌اش دربیاید. دومین مسأله آن است که روی شیرازهٔ کتاب شمارهٔ کتابخانه نوشته شده و نام کتاب با آن چیزی که خریدی فرق دارد. نام کتاب «کشتی تئوسوس» است. کتا...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۷۸: ابن بطوطه؛ نوشتهٔ محمدعلی موحد

۱۴ تیر ۱۳۹۷

ابن بطوطه در جوانی، در قرن هشتم هجری قمری، کشورش مراکش را به قصد حج ترک می‌کند ولی آن‌قدر شوق جهانگردی در او می‌پاید که بعد از نزدیک به سی سال به کشورش بازمی‌گردد. او کشورهای بسیاری را از نزدیک دیده است که با توجه به جغرافیای اکنون شامل چین، مالدیو، ایران،‌ افغانستان، بنگلادش، هند و پاکستان، کشورهای شمالی آفریقا، اسپانیا، ترکیه، روسیه، اوکراین، کشو...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۷۹: من دیگر ما، جلد سوم؛‌ نوشتهٔ‌ محسن عباسی ولدی

۱۴ تیر ۱۳۹۷

جلد سوم کتاب «من دیگر ما» در مورد نقش آزادی در تربیت کودکان است. در واقع این کتابْ بسط‌دهندهٔ مفهوم پادشاهی کودک در هفت سال اول زندگی با توجه به روایات است. تیزبینی نویسنده در دو مسأله قابل تقدیر است: نخست این که او خیلی مسائل را ساده گفته، حتی با تکرار مفاهیم در جاهای مختلف متن. همین سادگی باعث گسترده شدن طیف مخاطبان می‌شود؛ درست مثل یک منبر که هم...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۷۷: داود و جالوت؛‌ نوشتهٔ ملکوم گلدول

۱۰ تیر ۱۳۹۷

حضرت داود، آن طور که در تورات آمده، نوجوان و ریزجثه بود، جالوت نستوه و درشت‌هیکل. داود داوطلب جنگ تن به تن با جالوت می‌شود. جالوت وقتی هماورد خود را نوجوانی بی‌زره می‌بیند جا می‌خورد و حتی به غرورش برمی‌خورد که چرا یک نوجوان به جنگ با او آمده است. همه چیز به نفع جالوت است؛ او مرد جنگی است و داود تازه‌کار است، او زره دارد و داود بی‌زره است، او درشت‌...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۷۶: شکاف بزرگ؛‌ نوشتهٔ‌ جوزف استیگلیتز

۰۸ تیر ۱۳۹۷

جوزف استیگلیتز استاد اقتصاد دانشگاه کلمبیا، تحصیل‌کردهٔ دکترای اقتصاد در دانشگاه ام‌آی‌تی تحت نظارت رابرت سولو و پول ساموئلسون دو برندهٔ جایزهٔ نوبل اقتصاد، در سال ۲۰۰۳ جایزهٔ نوبل اقتصاد را از آن خود کرد. به گفتهٔ خودش او متولد شهر گری ایالت ایندیاناست و در دانشگاه امهرست فیزیک نظری خواند ولی با دیدن بی‌عدالتی در جامعهٔ آمریکا و با الهام از صحبت‌ه...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۷۵: سفرِ نویسنده؛ نوشتهٔ کریستوفر ووگلر

۰۳ تیر ۱۳۹۷

ت
«سفر نویسنده» بر اساس نظریات روان‌شناسی «کارل یونگ» و به نوعی، ساده‌شدهٔ کتاب «قهرمان هزارچهره» کمپل است. این کتاب را یک منتقد و نویسندهٔ سینمای هالیوود نوشته و به همین خاطر بیشتر شاهد مثال‌ها از فیلم‌های کلاسیک و بعضاً متأخر هالیوود است. آن طور که نویسنده در ویرایش سوم کتاب ادعا کرده، در فیلم‌های اخیر هالیوود این قدر از این الگوی قهرمان استفاده ...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۷۴: چه کسی بر جهان حاکم است؟؛‌ نوشتهٔ نوام چامسکی

۳۱ خرداد ۱۳۹۷

حافظهٔ همهٔ ما آدم‌های "معمولی" کوتاه‌مدت است. مثلاً همیشه از گذشته چیزهای خوب یادمان می‌ماند و به همین خاطر خیلی وقت‌ها حسرت دورهٔ قبل، رئیس جمهور قبل، و حتی گاهی رژیم قبلی را می‌خوریم. در مورد آمریکا این مسأله پررنگ‌تر است، خاصه آن که آمریکا قدرت رسانه‌ای بسیار قوی‌ای دارد. برخلاف آنچه که بعضاً در ناخودآگاه  ذهن  ما قرار می‌گیرد، بسیاری از مردم د...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۷۳: سرسپردگی زیبا؛ نوشتهٔ ر. دیوید کولیج

۳۰ خرداد ۱۳۹۷

سه سالی می‌شود که با دیوید آشنا شده‌ام. انسان بسیار خاصی است. از آن‌هایی است که احتمالاً آن دنیا بیاورند جلوی روی آدم و بگویند نگو نمی‌توانستی آدم خوبی باشی که دیوید بود و توی همان شهری بود که تو درس می‌خواندی و والدینش هم مسلمان نبودند هیچ، خیلی هم آمریکایی دوآتشه بودند. او که ۱۸ سال پیش مسلمان شد و اخیراً پس از آشنایی با محرم و بعدش زیارت نجف و ک...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۷۲: لس؛ نوشتهٔ آندرو شان گریر

۲۷ خرداد ۱۳۹۷

آن طور که گشتم هدف از جایزهٔ پولیتزر در زمینهٔ داستان «شناختِ داستان ممتاز از یک نویسندهٔ آمریکایی که ترجیحاً در مورد زندگی آمریکایی می‌نویسد و در یک سال اخیر کتابش منتشر شده» است. منصفانه هم بخواهیم بگوییم آثار ماندگاری مانند «پیرمرد و دریا»ی همینگوی و همچنین آثار امروزی متمایزی مانند «پرندهٔ طلایی» توسط این جایزه به مخاطبان معرفی شدند. متأسفانه ا...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۷۱: خواب‌نما؛‌ سرودهٔ امیر مرادی

۲۴ خرداد ۱۳۹۷

در کارهای علمی، لااقل در رشتهٔ کامپیوتر، داوری‌ها ناشناس است. یعنی وقتی من مقاله‌ای را داوری می‌کنم، نویسندهٔ مقاله نمی‌داند که من مقاله را داوری کرده‌ام و لذا تعارف دیگر جایی ندارد. در این مطلب ولی شاعر می‌داند من که هستم و من می‌دانم شاعر کیست. یعنی هم‌دانشگاهی بودیم، من سال بالایی بودم و او سال پایینی. حتی شش-هفت سال پیش یک بار مجموعه‌ای از رباع...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۷۰: سلاح‌های نابودی ریاضی؛ نوشتهٔ کتی اونیل

۲۴ خرداد ۱۳۹۷

اگر قسمت جمعیِ عبارت سلاح‌های کشتار جمعی (سلاح‌های نابودی جمعی) را از mass به math تغییر دهیم، عنوان این کتاب درست می‌شود. نویسنده دکترای ریاضی از دانشگاه هاروارد دارد و مدتی استاد دانشکدهٔ ریاضی کالج دخترانهٔ بارناردِ دانشگاه کلمبیا بوده است. او بعد از ورود به شرکت‌های سرمایه‌گذاری و کار به عنوان تحلیل‌گر داده بر اساس مدل‌های ریاضی به واقعیت‌های ت...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۶۹: قرآن

۲۱ خرداد ۱۳۹۷

نوشتن در مورد قرآن جسارت زیادی می‌خواهد. مرادم از این نوشته نقد یا تفسیر نیست، صرفاً برداشت‌هایی شخصی از متنِ مقدس است. این گونه از برداشت شخصی را پیش از این در وبلاگم در مورد سورهٔ‌ انعام نوشته‌ام. اگر بخواهم مطلب را خلاصه کنم این است که با شروع سال میلادی جدید، تصمیم گرفتم هر روز بلااستثناء قرآن بخوانم و تأکیدی بر کمیت نداشته باشم و بیشتر کیفیت ف...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۶۸: خانهٔ دوار؛ نوشتهٔ لوییز اردریچ

۲۱ خرداد ۱۳۹۷

«خانهٔ دوار» رمانِ کارن لوئیز اردریچ نویسندهٔ آمریکایی است. نویسنده از طرف مادری سرخ‌پوست است و از این جهت، او نمایندهٔ سرخ‌پوست‌های آمریکایی در ادبیات امروز آمریکا محسوب می‌شود. این رمان جایزهٔ ملی کتاب در زمینهٔ داستانی سال ۲۰۱۲ و چند جایزهٔ ملی دیگر را برده است. داستان از زبان «جو» در مورد دوران نوجوانی‌اش در سال ۱۹۸۸ بیان می‌شود. در یک بعدازظهر...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۶۷: دوره‌گردها؛ نوشتهٔ پل هاردینگ

۱۶ خرداد ۱۳۹۷

دوره‌گردها اولین اثر هاردینگ است و از قضا جایزهٔ پولیتزر ۲۰۱۰ را از آن خود کرده است. داستان در بستر جریان سیال خیال می‌گذرد و شروعش لحظات احتضار جرج و تصویری ناواضح از اطرافش است. جرج از ضبط صوت قدیمی‌اش برای ثبت احساسات و گذشته‌اش استفاده می‌کند و به این بهانه راوی نقبی به گذشتهٔ جرج می‌زند: پدر دوره‌گردش هاوارد تشنج‌های عصبی زیادی داشته و بعدتر خ...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۶۶: تخلیه‌شده، فقر و سود در شهر آمریکایی؛‌ نوشتهٔ متیو دزموند

۱۳ خرداد ۱۳۹۷

«متیو دزموند» استاد جامعه‌شناسی دانشگاه پرینستون در سال‌های ۲۰۰۸ تا ۲۰۰۹ به محله‌های فقیرنشین در شهر میلواکی، بزرگ‌ترین شهر ایالت ویسکانسین، می‌رود و خانه‌ای محقر برای خودش اجاره می‌کند. در همین مدت، زندگی هشت خانوادهٔ فقیر امریکایی را تحت نظر قرار می‌دهد. این کتاب، خلاصهٔ مشکلاتی است که این خانواده‌ها داشته‌اند با این توضیح که به خاطر حفظ آبروی اف...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۶۵:‌ من دیگر ما، جلد دوم؛ نوشتهٔ محسن عباسی ولدی

۰۸ خرداد ۱۳۹۷

در ادامهٔ مباحث جلد اول این کتاب که در مورد گزاره‌های تصویری تربیت بود، این جلد به محبت می‌پردازد. نویسنده به باورهای غلط در مورد محبت زیاد می‌پردازد و نتیجه می‌گیرد که اتفاقاً محبت بی‌قید و شرط والدین به فرزندان هیچ آسیبی نمی‌رساند؛ آن چیزی که آسیب‌رسان ممکن است بشود بی‌تنوعی در محبت و یا بی‌انسجامی در محبت است. محبت باید در همهٔ اشکال رفتاری، کلا...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۶۳: پرنده به پرنده؛ نوشتهٔ آن لموت

۰۷ خرداد ۱۳۹۷

این کتاب مانند بسیاری دیگر از کتاب‌ها[ی پرفروش] در این موضوع پر است از خاطرات شخصی نویسنده و اگر سر و تهش را جمع کنیم در دو صفحه اصل مطلب گفتنی است. خوبی‌اش این است که آدم با خواندن این جور کتاب‌ها، قدر کتاب‌های خوب را می‌داند.

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۶۴: این ماییم، فمینیسم در جهان واقعی؛ تألیف کلی جنسن

۰۷ خرداد ۱۳۹۷

فکر کنم امید مهدی‌نژاد، شاعر و طنزپرداز، بود که گفت: «زن با مرد برادر است.»
«چرا مردم از فمینسیم بدشان می‌آید؟ جواب: برای مردمی که در جامعه قدرت دارند، زیر سؤال رفتن قدرت‌شان یا تعصبات و تمایلاتشان باعث ترس می‌شود… فمینیسم از همهٔ مردم می‌خواهد که در مورد قدرت اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی  که بر اساس جنسیت، تحصیلات، مذکر یا مؤنث بودن، و بسیاری ...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۶۲: جنگ هنر؛ نوشتهٔ استیون پرسفیلد

۰۳ خرداد ۱۳۹۷

این کتاب را یک نویسندهٔ ظاهراً معروف در آمریکا نوشته در توصیف «مقاومت در برابر نوشتن» و در مورد راه‌هایی برای غلبه بر این مقاومت. کتاب پر است از یادداشت‌های تقریباً پراکنده و شاعرانه در مورد همین مفهوم. چیز جذابی در این کتاب ندیدم. به نظرم کتاب «دربارهٔ نوشتن» نوشتهٔ «استیفن کینگ» کتاب بهتری برای خواندن در این موضوع است.

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۶۱: چیزهایی فرومی‌پاشد؛ نوشتهٔ چینوآ آچه‌به

۰۲ خرداد ۱۳۹۷

این رمان اولین کتاب از سه‌گانهٔ آفریقای چینوآ آچه‌به داستان‌نویس شهیر نیجریه‌ای است که آن را در میانهٔ سدهٔ بیستم میلادی، زمانی که استاد دانشگاه براون آمریکا بوده، به زبان انگلیسی نوشته است. داستان در سه بخش به زندگی اوکونکو و در همین حین به سنت‌ها و آداب و رسوم قبایل آفریقایی می‌پردازد. این قبایل از قضا خدایان شخصی داشتند که همهٔ این خدایان تحت سل...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۶۰: خدایی هست؛ نوشتهٔ آنتونی فلو

۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۷

آنتونی فلو از فلاسفهٔ تحلیلی قرن بیستم فرزند کشیشی انگلیسی بود که به قول خودش از نوجوانی اعتقادش به وجود پروردگار را از دست داد. او به دانشگاه آکسفورد برای تحصیل روان‌شناسی و فلسفه می‌رود و چندی بعد یکی از بنیادی‌ترین کتاب‌های فلسفی را در رد وجود خدا می‌نویسد. بعدها او در سمت استادی در دانشگاه‌های مختلف انگلیس و سپس امریکا کتاب‌ها و مقالات مختلف در...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۵۹: درویش ستیهنده؛ نوشتهٔ محمدرضا شفیعی کدکنی

۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۷

حافظ مرید جام می است، ای صبا برو
وز بنده بندگی برسان "شیخ جام" را
«وقتی عنوان درویش ستیهنده را برای حضرت شیخ الاسلام احمد جام نامقی در این کتاب برگزیدم، بیشتر نظرم به مفهوم گردن‌فرازی و حتی گردن‌کشی او بود که هم در گفتارش و هم در رفتارش خود را نشان می‌دهد؛ به ویژه هنگامی که سیرهٔ او را بسنجیم با سیرهٔ عارفانی از نوع بایزید و بوسعید و خرقانی. این گر...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۵۸: زندانی کردن خودمان: جنایت و مکافات در آمریکای سیاه؛ نوشتهٔ جیمز فورمن جونیور

۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۷

مسألهٔ نژادپرستی در آمریکا تمام‌شدنی نیست. همین دیروز، یعنی دوازدهم ماه مه ۲۰۱۸، در واشنگتن پست خبری منتشر شده بود در این باره که در خط هوایی یونایتد، زنی آفریقایی با بچه‌های خردسالش از هواپیما بیرون رانده شدند. فکر می‌کنید چرا؟ به خاطر آن که یکی از مسافران سفید به خدمه اعتراض کرده که همسفرش، یعنی زن سیاه‌پوست، بدبوست. زن سیاه‌پوست هر چقدر التماس ک...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۵۷: در هرگز و همیشهٔ انسان؛ نوشتهٔ محمدرضا شفیعی کدکنی

۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۷

این کتاب از سلسله کتاب‌های «از میراث عرفانی» نوشتهٔ محمدرضا شفیعی کدکنی است. مانند دیگر کتاب‌های این مجموعه، نویسنده مقدمه‌ای طولانی در مورد نحوهٔ پژوهشش نوشته و سپس آثار عارفِ مورد نظر را همراه با توضیحات در مورد واژه‌های دشوار و ارجاعات تاریخی آورده است. یکی از مصائب اصلی در تحقیق در مورد شیخ انصاری، رساله‌های بی‌شمار منسوب به اوست [۱-۳] تا جایی ...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۵۶: وردی که بره‌ها می‌خوانند؛ نوشتهٔ رضا قاسمی

۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۷

«رضا قاسمی» را قبل از آن که خوانده باشم، شنیده‌ام. آن هم از سه‌تارش در «گل صد برگ» با صدای شهرام ناظری. این رمان، سومین رمانی است که از او خوانده‌ام، یک‌نفس خوانده‌ام و بعید می‌دانم به سه ساعت کشیده باشد خواندنش. قاسمی در سال ۲۰۰۲ رمان را به صورت آنلاین و کاملاً فی‌البداهه به صورت فصل‌فصل در وبلاگش گذاشته و سپس آن را حذف کرده تا بتواند به سر و تهش ...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۵۵: هوادار؛ نوشتهٔ ویِت تان نویِن

۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۷

این کتاب، که گویا به دو اسم مختلف «هواخواه» و «همدرد» ترجمه شده است، تا مدت‌ها در فهرست خریدم بود ولی به دلیلی که الان به خودم بیشتر حق می‌دهم همیشه به انتهای فهرست خرید، یعنی عملاً به فرصت خرید بعدی می‌رفت. کتابی در مورد ویتنام که جایزهٔ پولیتزر برده قاعدتاً مانند بعضی از کتاب‌هایی که جایزهٔ پولیتزر برده‌اند باید بیشتر مرهون مضمون باشد تا فرم هنری...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۵۴: زبان شعر در نثر صوفیه؛ نوشتهٔ محمدرضا شفیعی کدکنی

۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۷

این کتاب جزء کتاب‌های مؤخر شفیعی کدکنی است، اگرچه بخش زیادی از آن قرار بود چهل سال پیش منتشر شود. لذت عجیبی خواندن این کتاب داشت با یک حاشیهٔ تکراری از نشر سخن: این نشرِ سخنْ اصولِ اولیهٔ تایپ و صفحه‌بندی کتاب را انگار بلد نیست. قلم بسیار درشت که در این وانفسای گرانی کاغذ در ایران قیمت‌افزاست بماند، ازهم‌گسیختگی قالب کتاب مانند قلم ریز ارجاعات مستق...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۵۳: مرگ ایوان ایلیچ؛ نوشتهٔ لئو تولستوی

۰۸ اردیبهشت ۱۳۹۷

این اثر در بلوغ نویسندگی تولستوی نوشته شده است، یعنی پس از دو اثر بزرگش «جنگ و صلح»‌ و «آناکارنینا». هیچ خبری از خرده‌داستان نیست، هیچ خبری از افاضات جنگ و صلح نیست، هیچ خبری از مکالمه‌های طولانی نیست. این اثر یک اثر شبه‌امروزی است، مختصر و مفید در حدود پنجاه صفحه. تولستوی با یک سؤال مواجه است: اگر بمیریم، چه چیز ارزشمندی از ما باقی می‌ماند؟ لذا در...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۵۲: جستجو در تصوف ایران؛ نوشتهٔ عبدالحسین زرین‌کوب

۰۷ اردیبهشت ۱۳۹۷

این کتاب تلاشی است از مرحوم زرین‌کوب در تبارشناسی شاخه‌های مختلف تصوف در ایران. با وجود جذابیت روایت‌ها و فصل‌بندی کتاب، نوع نگارش کتاب خسته‌کننده است. گاهی با پاراگرافی مواجهیم که به بلندای چند صفحه است. هر فصل بخش‌بندی نشده است و خواندن کتاب را دشوار می‌کند. این کتاب مانند دیگر کتاب‌های زرین‌کوب خلاصه‌ای است از خوانش زرین‌کوب از مراجع مختلف تاریخ...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۵۱: ممد، شاهینِ من (اینجه ممد ۱)؛ نوشتهٔ یاشار کمال

۰۶ اردیبهشت ۱۳۹۷

یاشار صادق گوکچلی، معروف به یاشار کمال، نویسندهٔ کردتبار اهل ترکیه است که به خاطر نوشتن چندگانهٔ «اینجه ممد» معروف شده است. اولین نوشتهٔ منتشرشده از او، جلدِ اول اینجه ممد با عنوان «ممد، شاهینِ من» به چندین زبان زندهٔ دنیا ترجمه شده است و در بسیاری از کشورهای اروپایی پرفروش شده است. در کتاب اول، ممد از کودکی تا بیست و یک سالگی جلو می‌رود و نویسنده ...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۵۰: فیل‌ها؛ نوشتهٔ شاهرخ گیوا

۲۹ فروردین ۱۳۹۷

خلاصهٔ مضمون رمان، جمله‌ای است از نویسنده در یکی از مصاحبه‌هایش که اتفاقاً تیتر مصاحبه هم شد: «همان بهتر که مردم کتاب نخوانند». جهان داستانی شاهرخ گیوا (مرزوقی) سرد است و سیاه. فیروز جناه، شخصیت اول داستان، که به اشتباهی «جناب» خوانده می‌شود، مرد میان‌سال چاق و کچلی است که دیوانه‌وار اسکناس‌هایی را جمع می‌کند که تویش با دست‌خط یادگاری نوشته شده است...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۴۹: خوشه‌های خشم؛ نوشتهٔ جان استاین‌بک

۲۶ فروردین ۱۳۹۷

خوشه‌های خشم (انگورهای خشم) رمانِ جان استاین‌بک، نویسندهٔ معاصر امریکایی، است که به سال ۱۹۳۹ در ۱۰۰ روز نوشته شده است. این رمان به دلایل مختلف، مانند تنگ‌دستی نویسنده، مشکلات ساختاری واضحی دارد، مانند توضیحات میان مکالمه‌ها که گاه اصل سادهٔ نشان دادن به جای توضیح دادن را زیر پا می‌گذارد، یا اشتباهات جغرافیایی در مورد ایالت اوکلاهاما که از چشم منتقد...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۴۸: ارزش میراث صوفیه؛ نوشتهٔ عبدالحسین زرین‌کوب

۲۲ فروردین ۱۳۹۷

نوع نگارش کتاب‌های مرحوم زرین‌کوبْ فشرده و با متنی روان است. این خاصیت تقریباً در همهٔ کتاب‌های زرین‌کوب وجود دارد. لذا اگر کسی بخواهد از کتاب‌هایش یادداشت بردارد، احتمالاً مجبور شود کل کتاب را رونویسی کند؛ اصل کتاب چکیده‌ای از کتابی فرضی است که می‌توانست درازدامن باشد ولی زرین‌کوب با هنرمندیِ بسیار، آن را شسته‌رفته و کوتاه تحویل مخاطبش داده است. ن...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۴۷: در سایهٔ سیمرغ؛‌ نوشتهٔ یوسف‌علی میرشکاک

۱۸ فروردین ۱۳۹۷

«در سایهٔ‌ سیمرغ» بار دیگر به من ثابت کرد که خیلی از فردوسی کم می‌دانم و نگاهم بسیار تحت تأثیر باستان‌گراها بوده است. 
که فردوسی توسی و پاک جفت
نه این نامه بر نام محمود [غزنوی] گفت
به نام نبی و علی گفته‌ام
گهرهای معنی بسی سفته‌ام
یا وقتی می‌گوید:
اگر در دلت هیچ مهر علی است
تو را روز محشر به خواهشگری است
میرشکاک بر این اعتقاد است که فردوسی، به خاطر ...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۴۶: بی‌ترسی‌؛‌ نوشتهٔ‌ محمدرضا کاتب

۱۷ فروردین ۱۳۹۷

«… همهٔ عمر «بی‌نام» بودم: سال‌ها در آرزوی داشتن یک نام جنگیده بودم. و وقتی به آن نام دیگر احتیاجی نداشتم، یک روز صبح که از خواب بیدار شدم دیدم توی آیینه «نام‌کنندهٔ» بزرگی مقابلم ایستاده. نام‌کننده‌ای که خودش هنوز نامی نداشت، و فقط زادِ پدرش بود. نام‌کنندهٔ بی‌نامی که نامش چنان وحشتی توی دل‌ها می‌انداخت که قابل باور حتی برای خودش نبود.»
جملات بالا...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۴۵: صخرهٔ برایتون؛‌ نوشتهٔ گراهام گرین

۱۵ فروردین ۱۳۹۷

صخرهٔ برایتون نوشتهٔ گراهام گرین اثری است که از چند وجه متفاوت دارای نقاط قوت و ضعف است. همین باعث می‌شود که از یک وجه با یکی از قوی‌ترین کارهای داستانی مواجه باشیم و از وجهی دیگر با یک کار معمولی. 
شروع و پایان‌بندی داستان منحصر به فرد است. در آغاز داستان، «هیل» می‌داند که قرار است کشته شود چون در اولین جمله از کتاب چنین آغازی آمده است:
«هیل می‌دا...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۴۴: پنج اقلیم حضور؛ نوشتهٔ داریوش شایگان

۱۳ فروردین ۱۳۹۷

در مقدمهٔ کتاب ادعا شده است که سعی در پاسخ به این سؤال شده که چرا ایرانیان این قدر با شعر مأنوسند، برخلاف دیگر اقوام تاریخ‌دار جهان که شاعران جایشان در قفسه‌های کتابخانه‌هاست نه در قفسهٔ سینه‌های عوام و خواص. نویسنده ادعایی مبنی بر تخصصی بودن مقالات ندارد و لذا خواننده از این کتابِ بسیار کوتاه انتظار ویژه‌ای نباید داشته باشد. اما نویسنده سؤالی را ک...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۴۲: دین و سینما؛ نوشتهٔ محمد مددپور

۱۱ فروردین ۱۳۹۷

این کتاب مانند دیگر کتاب‌های مرحوم محمد مددپور با نگاه «حکمت انسی» به هنر مدرن و با تأثیر صریح از تفکرات سید احمد فردید نوشته شده است. به همین جهت رد پای اصطلاحات فردیدی (مانند فروبستگی، فراشد، و فلک‌زدگی) توی این کتاب پیداست.  یکی از مقالات این کتاب جوابیهٔ نویسنده به مقاله‌ای در یکی از روزنامه‌های اصطلاح‌طلب است، در آنجا زاویهٔ دید نویسنده با امث...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۴۳: ملکوت؛ نوشتهٔ بهرام صادقی

۱۱ فروردین ۱۳۹۷

از دو دیدگاه می‌شود به داستان بلند یا رمان کوتاهِ بهرام صادقی نگاه کرد. از نظر تجربهٔ ادبی، زمانی این داستان نوشته شده است که داستان‌نویسی در ایران هنوز در سنین جوانی‌اش به سر می‌برده است و از این جهت، این کار قابل ستایش است. کاری سورئال با ته‌مایه‌های فلسفی و ترس. از دیدگاه دوم، یعنی نگاه به این کتاب فارغ از آن که کِی و چگونه نوشته شده است، متأسفا...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۴۱: طبل حلبی؛ نوشتهٔ‌ گونتر گراس

۱۰ فروردین ۱۳۹۷

نوشتن از «طبل حلبی» نوشتهٔ «گونتر گراس» جرأت ویژه‌ای می‌خواهد. گونتر گراس (۱۹۲۷-۲۰۱۵) در سال ۹۹ جایزهٔ نوبل برده است و از قضا این کتاب، یکی از سه‌گانه‌های جنگش، معروف‌ترین و پراستقبال‌ترین کتابش است. این کتاب سه جلد (سه کتاب) است: کتاب اول، کتاب دوم و کتاب سوم. کتاب به نسبت حجیمی است (با قلم ریز انگلیسی ۵۶۳ صفحه متن داستان است). به خاطر بی‌پرده گفت...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۴۰: آبی‌تر از گناه یا بر مدار هلال آن حکایت سنگین‌بار؛ نوشتهٔ محمد حسینی

۰۱ فروردین ۱۳۹۷

«آبی‌تر از گناه یا بر مدار هلال آن حکایت سنگین‌بار» اثر محمد حسینی از سوی انتشارات ققنوس در ۱۲۵ صفحه در سال ۱۳۸۳ منتشر شده است و توفیق بردن جایزهٔ بنیاد گلشیری را داشته است. به خاطر قلم درشت و تعداد صفحات کم، این داستان را می‌شود در یک نشست خواند. داستان اعترافات جوانی شهرستانی است در مورد قتل همسر شازده، عصمت. جوان ادعا دارد که ناقص متولد شده است،...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۳۹: این سو و آن سوی متن؛ نوشتهٔ عباس معروفی

۰۱ فروردین ۱۳۹۷

«این سو و آن سوی متن» حاوی درس‌گفتارهای عباس معروفی در مورد داستان‌نویسی است. این کتاب قبلاً به صورت جزوه‌ای کوتاه در اینترنت منتشر شده بود ولی نشر گردون (متعلق به خود نویسنده در آلمان) آن را در ۴۰۹ صفحه منتشر کرده است. البته به نظرم همان جزوهٔ کوتاه کفایت می‌کند. آغاز کتاب خیلی هیجان‌انگیز است: مثال‌های درخور و متناسب با موضوع، ریزبینی‌های ستودنی ...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۳۸: در امریکا؛‌ نوشتهٔ سوزان سونتاگ

۲۹ اسفند ۱۳۹۶

این رمان برای چندمین بار دو چیز را به من ثابت کرد. اول آن که هر کتابی که جایزهٔ‌ معتبری می‌برد لزوماً کتاب خوبی نیست، خاصه آنکه بسیاری از داوران علایق سیاسی و ایدئولوژیکی دارند و این علایق، حتی اگر ناخودآگاه، در تصمیم‌سازی‌شان تأثیر می‌گذارد. دوم آن که هر منتقد خوبی لزوماً نویسندهٔ خوبی نیست. سوزان سونتاگ، منتقد معروف آمریکایی، در سال ۲۰۰۴ از دنیا ...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۳۷: چشیدن طعم وقت؛ نوشتهٔ محمدرضا شفیعی کدکنی

۲۶ اسفند ۱۳۹۶

یادم نیست در کدام کتاب، احتمالاً در یکی از کتاب‌های مربوط به نقد تمدن غرب از اصغر طاهرزاده، به این مضمون نوشته شده بود که انسان نمونه در جهانِ سنت به فکر تغییر خویش بود ولی انسان نمونه در جهان امروز به دنبال تغییر جهان پیرامونش است. انسان نمونه در سنت به فکر مجاهده و مراقبه و ریاضت نفس بود و انسان نمونه در دنیای نو به دنبال ساختن پل و هواپیما و بسط...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۳۶: تنگسیر؛ نوشتهٔ صادق چوبک

۲۴ اسفند ۱۳۹۶

این کتاب نخستین بار در سال ۱۳۴۲ منتشر شده است. در انتهای نسخه‌ای که از آن خواندم (چاپ ۴۲، امیرکبیر)، واژه‌نامه‌ای فراهم شده است تا خواندن این کتاب را، به قول نویسنده برای «مردم شمال»، آسان کند؛ گرچه بی آن واژه‌نامه هم خواندن این کتاب دشوار نیست. شاید تنها شباهت رمانِ تنگسیر با «سنگ صبور»، دیگر اثر چوبک، استفاده از زبان و دستور زبان بوشهری باشد (مان...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۳۵: محاکمه؛ نوشتهٔ فرانتس کافکا

۲۴ اسفند ۱۳۹۶

خیلی‌ها قلم‌فرسایی می‌کنند. از آخرین امکانات روز مثل واژه‌پردازهای پیشرفته استفاده می‌کنند تا اثری شسته‌رفته به بار بیاورند ولی آخرش آن چه که باید بشود نمی‌شود. این وسط یک آقایی به اسم فرانتس کافکا داستانی به اسم محاکمه می‌نویسد ولی حتی اجل فرصت تمام کردن داستان را به او نمی‌دهد. داستان پایان دارد ولی یکی از فصل‌های نزدیک به پایان نیمه رها شده است....

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۳۴: عزادران بیل؛ نوشتهٔ غلامحسین ساعدی

۱۹ اسفند ۱۳۹۶

نسخه‌ای که خواندم، از جهتی بی‌ربط جالب است: صفحهٔ اول کتاب نوشته شده چاپ اول ۱۳۴۳، چاپ دهم ۲۵۳۵. 
و اما بعد؛ تعارف را اگر کنار بگذارم، این کتاب یک کار ضعیف است با زبانی ضعیف، پیرنگ‌هایی ساده و بی‌پیرایه، توصیفاتی دم‌دستی، و مکالمه‌های پشت سر هم، بدون آن که به خواننده فرصت تنفس بدهد. البته ایده‌های داستان جذابند، مانند استحالهٔ‌ روحی مش حسن به گاو ی...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۳۳: خانم دالووی؛ نوشتهٔ ویرجینیا وولف

۱۷ اسفند ۱۳۹۶

خانم دالووی، یک اثر کلاسیک غیرکلاسیک است، یک عاشقانهٔ‌ غیرعاشقانه، یک خواندنیِ عذاب‌آور لذت‌بخش. رمانی با پیرنگی ساده اما پیچیده همراه با جریان سیال خیال. این رمان فقط یک فصل دارد: از صفحهٔ اول تا صفحهٔ آخر؛ حتی تعداد خط‌های سفید بین پاراگراف‌ها، به عنوان فاصلهٔ زمانی، بسیار کم است. زمان در این داستان سرراست نیست؛ نویسنده ناگهان و بی‌خبر نقبی به گذ...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۳۲: هرس؛ نوشتهٔ نسیم مرعشی

۱۴ اسفند ۱۳۹۶

نسیم مرعشی یک نویسندهٔ حرفه‌ای و کاربلد است؛ حالا اگر دانش‌آموختهٔ مهندسی از دانشگاه علم و صنعت باشد و مستقیماً تحصیلات مرتبط نداشته باشد مهم نیست. حتی اگر دههٔ‌ شصتی باشد و آنقدر دنیادیده نباشد که مثلاً‌ جنگ را مستقیماً لمس کرده باشد که به سنش بخورد که جزئیات را بداند،  مهم نیست. مهم همان است که گفتم: یک نویسندهٔ حرفه‌ای و کاربلد است. او در کتاب ا...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۳۱: استثناها: داستان موفقیت؛ نوشتهٔ ملکوم گِلَدول

۱۲ اسفند ۱۳۹۶

شهید مطهری، در کتاب «خدمات متقابل اسلام و ایران»، پس از فهرست کردن علمای ایرانی تأثیرگذار در علوم اسلامی، می‌نویسد: «آنچه ممکن است غیرمنتظره تلقی شود این است که بیشترین سهم را در علوم عقلی از زمان میرداماد تا عصر ما، شمال ایران یعنی گیلان و مازندران و گرگان دارد. در حدود سی نفر از معاریف اساتید فلسفه از این ناحیه‌اند و در میان آنها فیلسوفان بسیار ب...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۳۰: عناصر سبک؛ نوشتهٔ ویلیام استرانک و ای. بی. وایت

۱۱ اسفند ۱۳۹۶

استیفن کینگ نویسندهٔ پرطرفدار امریکایی در پیش‌گفتار کتابش، دربارهٔ نوشتن، می‌نویسد: «این کتاب (دربارهٔ‌ نوشتن) یک کتاب کوتاه است، به خاطر آن که بیشتر کتاب‌های دربارهٔ نویسندگی پر است از مزخرف.» وی در ادامه می‌نویسد: «یک استثنای برجسته در مورد قاعدهٔ مزخرف بودن آن کتاب‌ها کتابِ عناصر سبک، نوشتهٔ استرانک و وایت، است. مقدار مزخرف در این کتابْ ناچیز یا...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۲۹: پیشامد، تشکیک و همبستگی؛ نوشتهٔ ریچارد رورتی

۰۹ اسفند ۱۳۹۶

چهار کتاب توی صندوق پستی‌ام بود از فرستنده‌ای ناشناس و فروشنده‌ای شناس (آمازون). یکی‌اش همین کتاب بود که با عنوان «پیشامد، بازی و همبستگی» به فارسی ترجمه شده است. البته به نظرم برای کلمهٔ دوم «تشکیک» برگردان مناسب‌تری است برای واژهٔ irony. زیاد طول نکشید که فرستنده خودش را معرفی کرد؛ پیرمردی امریکایی که به خاطر کار تخصصی‌ام در پردازش زبان طبیعی با ...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۲۸: استخوان‌ها را نجات بده؛ نوشتهٔ جزمین وارد

۰۸ اسفند ۱۳۹۶

جزمین وارد در سال ۲۰۱۷ برای دومین بار توانست جایزهٔ ملی کتاب در زمینهٔ داستان را از آن خود کند، آن هم در فاصلهٔ کوتاه ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۷. بار اول، برای کتاب «Salvage the bones» و بار دوم برای کتاب «Sing, unburied, sing». از این جهت، او تنها زن سیاه‌پوستی است که توانسته بیش از یک بار چنین جایزهٔ معتبری را از آن خود کند. او اهل یکی از مناطق حومه‌ای می‌سی‌س...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۲۶: ملکان عذاب؛ نوشتهٔ ابوتراب خسروی

۰۴ اسفند ۱۳۹۶

«ملکان عذاب» نوشتهٔ‌ ابوتراب خسروی در سال ۲۰۱۲ از سوی نشر ناکجا در پاریس منتشر شد. البته این کتاب در ایران قبل‌تر منتشر شده بود. این کتاب جایزهٔ گران‌قدر جلال آل احمد را از آن خود کرده است. شنیده‌ام که این کتاب نحوی از تکرار «اسفار کاتبان»، دیگر رمان این نویسنده، است که البته من آن رمانِ دیگر را نخوانده‌ام. برخلاف کتاب‌های داستان کوتاه نویسنده، مان...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۲۷: نعش‌کش؛ نوشتهٔ محمدرضا گودرزی

۰۴ اسفند ۱۳۹۶

«نعش‌کش» رمانی کوتاه (داستان بلند!) از محمدرضا گودرزی است؛ کتابی که دو راوی دارد: خود نویسنده و پسرش (توله‌سگ اول). نویسنده در همان اول تأکید دارد که این یک خاطره است و کسی اجازه ندارد نشانه‌شناسی یا برداشت‌های اجتماعی-سیاسی از این کتاب بکند. خب، این یعنی این کار را باید بکنیم. نویسنده در سودای بنز و پس از غر زدن‌های زنش، تصمیم می‌گیرد پی خرید بنز ...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۲۵: آفتاب‌پرست نازنین؛ نوشتهٔ محمدرضا کاتب

۳۰ بهمن ۱۳۹۶

«آفتاب‌پرست نازنین» یا «نحر سنگ‌ها» رمانی است از محمدرضا کاتب که در سال ۱۳۸۸ منتشر شده است. در صفحهٔ آغازین کتاب نوشته شده است: «و هفت سال سوم عشق بود:‌ برای سنین: … و ۱۴ تا ۲۱ سال و ...»، که ناخودآگاه مرا یاد حدیث نبوی می‌اندازد در مورد تربیت فرزند که هفت سال سوم، فرزند وزیر است (یعنی آن که باید هوایش را داشت ولی نباید به او امر و نهی کرد). این کت...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۲۴: نکته‌های ویرایش؛ نوشتهٔ علی صلح‌جو

۲۹ بهمن ۱۳۹۶

«نکته‌های ویرایش» حاوی یادداشت‌های سازمان‌یافتهٔ علی صلح‌جو در مورد ویرایش است. از جهت این که نوشته‌های پراکنده‌ای که ظاهراً در زمان‌ها و موضوعات مختلف برداشته شده، به این صورت منظم شده است قابل تقدیر است. از جهت دیگر، این کتاب صرفاً به درد ویراستارها نمی‌خورد و برای هر کسی که دستی بر نوشتن دارد، از نوشتن پایان‌نامه و مقالهٔ فارسی گرفته تا کتاب و د...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۲۳: خودویراستاری برای داستان‌نویسان؛ نوشتهٔ رنی برون و دیو کینگ

۲۷ بهمن ۱۳۹۶

این بار دومی است که این کتاب را می‌خوانم. برخلاف بیشتر کتاب‌ها در این موضوع، که به جای تدریس امور کاربردی، خاطره‌گویی نویسندهٔ کتاب است و کلی درس اخلاقی که فلان ساعت صبح از خواب بیدار شوید و قس علی هذا، این کتاب از دو ویراستار حرفه‌ای است و با دادن مثال‌هایی گویا، دوازده درس کاربردی در مورد ویرایش داستان می‌دهد. وقتی که این کتاب را برای بار دوم خوا...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۲۲: فیض‌بوک؛ سرودهٔ ناصر فیض

۲۶ بهمن ۱۳۹۶

فیض‌بوک مجموعه شعرهای طنز ناصر فیض است. طرح جلد کتاب جالب است، دقیقاً شبیه صفحهٔ ورودی «فیس‌بوک». ولی متأسفانه فقط طرح جلد جالب است. کافی است چند صفحه از کتاب خوانده شود تا وارفتگی صفحات رو شود و کاغذها با شیرازهٔ زه‌واردررفته سر شوخی‌شان را باز کنند. حالا از مشکل نشر که بگذریم، بیتی دارد این کتاب که جوابش در شعرهای همین کتاب است:
در شگفتم از چه رو...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۲۱:‌ جنایت و مکافات؛ نوشتهٔ فئودور داستایوسکی

۲۵ بهمن ۱۳۹۶

از زمانی که به یک معنی کتاب‌باز شدم، تا سال‌ها هیچ وقت به سمت داستان‌خوانی نرفتم. با توجه به انبوه داستان‌های عامه‌پسند و البته مطول بودن داستان‌های ادبی، فکر می‌کردم چه نیازی است آدم داستان بخواند؟ شعر خواندن حکمت بیشتری به آدم می‌دهد و زمان کمتری می‌گیرد. تا این که با «جنایت و مکافات» داستایوسکی آشنا شدم. آنقدری آن کتاب برایم جذاب بود (و چقدر ترج...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۲۰: ترلان؛ نوشتهٔ فریبا وفی

۲۴ بهمن ۱۳۹۶

جهان داستان فریبا وفی، جهان زنانی است که حتی اگر ظاهراً دیده شوند، انگاری باز نادیده انگاشته شده‌اند. از این جهت داستان «پرندهٔ من» نوشتهٔ وفی بسیار شبیه است به داستان «چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم» زویا پیرزاد. تا اینجای کار شاید این دو نویسنده، هماوردهای خوبی در داستان‌نویسی امروز زن ایرانی باشند ولی کار به همین ختم نمی‌شود. در داستان‌های وفی، با گ...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۹: در خواب دویدن؛ نوشتهٔ مریم حاجیلو

۲۱ بهمن ۱۳۹۶

ناشری که به سختی روزگار می‌گذراند، در جایی که به تازگی اجاره کرده، سررسیدی پیدا می‌کند و آن را می‌خواند. محتوای سررسید مانند یک خاطره است که در قالب داستان نوشته شده ولی نویسنده‌اش نام و نشانی از خود بر جای نگذاشته است. بقیهٔ کتاب، ظاهراً همان نوشته‌هاست به علاوهٔ فصل آخری که مؤخره است و خبر از پیدا شدن نویسنده و پیدا نشدن نویسنده! در این کتاب، که ...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۸: نیست‌انگاری و شعر معاصر؛ نوشتهٔ یوسف‌علی میرشکاک

۱۸ بهمن ۱۳۹۶

بسیاری از نویسندگان معاصر (مخصوصاً بعد از انقلاب) تحت تأثیر سید احمد فردید بودند. از تأثیر سطحی جلال آل احمد در غرب‌زدگی که بگذریم، به اسم خیلی‌ها برمی‌خوریم: سید عباس معارف، رضا داوری اردکانی، محمد مددپور، شهید مرتضی آوینی (البته به طور غیرمستقیم) و یوسف‌علی میرشکاک. مرحوم فردید تحت تأثیر هایدگر و البته با خوانشی آخرالزمانی دهان به انتقادی بی‌پرده...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۷: وقت تقصیر؛ نوشتهٔ محمدرضا کاتب

۱۵ بهمن ۱۳۹۶

نوشتن در مورد رمان «وقت تقصیر» بسیار دشوار است. چون نویسنده علاوه بر قالب عدم قطعیت و سیالیت زمان دست به روایتی شبه‌فلسفی شبه‌تاریخی یازیده و یک رمان به شدت سخت‌خوان را تحویل مخاطب داده است: 
«شاید قصه‌ام را برای خودم تکه‌تکه و در لباس آن‌که برای کسی دیگر می‌گویم به نجوا تعریف می‌کنم. چون هر روز تکه‌ای از آن را می‌سازم و بعد دیگر یادم نمی‌ماند یا م...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۶: دکتر نون زنش را بیشتر از مصدق دوست دارد؛ نوشتهٔ شهرام رحیمیان

۱۳ بهمن ۱۳۹۶

یک رمان کوتاه یا یک داستان بلند که می‌شود یک‌نفس خواند. وقتی که تمامش کردم، با خودم گفتم نظرم در مورد این کتاب چیست؟ یاد این بخش از فیلم «شب یلدا»ی «کیومرث پوراحمد» با بازی «محمدرضا فروتن» افتادم:‌ «زن بی‌حجاب نداریم. زن باحجابم نداریم. مرد بی‌غیرت نداریم. مرد باغیرتم نداریم. نوار مبتذل نداریم. ماهواره نداریم. صور قبیحه نداریم. هشیش، گرس، تریاک، ذغ...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۵: خاطرات اردی‌بهشت؛ نوشتهٔ جعفر مدرس صادقی

۱۳ بهمن ۱۳۹۶

می‌شود با این پیش‌فرض که چون کتابی را نویسنده‌ای معروف نوشته و آن نویسنده آن‌قدری معروف است که برای خود نشان‌دار است و کتاب‌هایش همه به یک طرح جلدند و از این حرف‌ها، کلی حرف شیک در مورد فلسفهٔ اگزیستانسیال گفت و ربطش داد به «خاطرات اردی‌بهشت»؛ به سی و یک خاطره از اردیبهشت یک پیرمرد تنها با فنر جاسازشده در قلب. حتی ربطش داد به «مردی به نام اووه» و ش...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۴: نیمهٔ غایب؛ نوشتهٔ حسین سناپور

۱۲ بهمن ۱۳۹۶

نیمهٔ غایب، نوشتهٔ حسین سناپور، خوش‌اقبال بوده و علاوه بر بردن جایزهٔ ادبی مهرگان، تجدید چاپ‌های مختلفی خورده. این کتاب، یک رمان نسلی است؛ به این معنا که سعی دارد دو نسل از جوانان طبقهٔ متوسط ایرانی را به تصویر بکشد. این رمان از چند منظر قابل بررسی است. از منظر روایت و زبان، با یک کار به نسبت شسته‌رفته با زبانی فراتر از سطح مبتذل و روزنامه‌ای طرف ه...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۳: هیس؛ نوشتهٔ محمدرضا کاتب

۱۰ بهمن ۱۳۹۶

در سیاههٔ صدتایی رمان فارسیِ رضا امیرخانی، اکثر رمان‌ها خارجی هستند و اندکی ایرانی. بین ایرانی‌ها بیشتر اسم‌ها برای عموم (حتی کتاب‌نخوان‌ها) آشنایند: محمود دولت‌آبادی، مصطفی مستور و سیمین دانشور. در این میان رمان «پستی» از «محمدرضا کاتب» هم هست و توضیح جلویش که از «هیس به‌تر است». من رمان پستی را شاید زود و بد خواندم. زود چون که وقتی خواندمش که حتی...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۱: کاندید؛ نوشتهٔ ولتر

۰۸ بهمن ۱۳۹۶

کتابی ممنوعه در دورهٔ خودش و به نقلی پرفروش‌ترین کتاب ممنوعه در فرانسهٔ قرن هجدهم. کاندید (به معنای خوش‌بینی) نوشتهٔ ولتر فیلسوف فرانسوی است. این رمان (یا نوولا) بیشتر به حکایت‌های قدیمی می‌ماند بدون آن که نویسنده به اصول امروزی داستان‌نویسی پایبند باشد. از جهتی با طنز همراه است و مرا به یاد کتاب «مارکو والدو»ی ایتالو کالوینو می‌اندازد. همهٔ هم و غ...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۲: مأمور سیگاری خدا؛ نوشتهٔ محسن حسام مظاهری

۰۸ بهمن ۱۳۹۶

مأمور سیگاری خدا، تاکسی‌نوشت‌های تقریباً مستند محسن حسام مظاهری است. به این دلیل می‌گویم تقریباً مستند که گاهی تکیه‌کلام‌های مشترک راننده‌ها و مسافران در روایت‌های مختلف آدم را به شک می‌اندازد (مثل «قربون دستت اینجا پیاده می‌شم» حتی از سوی دختر جوانی که حرف کم می‌زد). با آن که نویسنده ادعا می‌کند که هدفش داستان‌نویسی نبوده، آن را در قالب داستانک آو...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۰: فرانکنستاین؛ نوشتهٔ مری شلی

۰۷ بهمن ۱۳۹۶

مری شلی، نویسندهٔ کتاب، در خانواده‌ای روشنفکر به دنیا آمد. مادر او جزء اولین زنان فمینیستی بود که در مورد حقوق زنان کتاب نوشت و پدرش هم نویسنده‌ای قابل بود. مادرش موقع تولدش از دنیا رفت و خود او تحت تأثیر رفت و آمدهای گعده‌های روشنفکری قرار داشت. علاوه بر آن، او دچار مشکلات فراوان زایمان شده بود و چند فرزند مرده پشت سر هم به دنیا آورد. کتاب فرانکنس...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۹: رستاخیز کلمات؛‌ نوشتهٔ محمدرضا شفیعی کدکنی

۰۵ بهمن ۱۳۹۶

این کتاب مجموعه‌ای از درس‌گفتارها به علاوهٔ چند مقالهٔ ترجمه‌ای از دیگران و چند مقالهٔ پراکنده از خود نویسنده است. در این کتاب، مانند «صور خیال در شعر فارسی»، همچنان نویسنده بر نگاه قالبی بر ادبیات می‌تازد (۱-۲)، اما به جد معتقد است که نگاه صورت‌گرایانه راهگشای نقد ادبی است و البته ریشه در گذشتهٔ ادبی ما نیز دارد (۳) و حتی بعضی از حرف‌هایش در کتاب ...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۸: شجره‌نامهٔ یک جن؛ سرودهٔ علیرضا بدیع

۰۴ بهمن ۱۳۹۶

علیرضا بدیع، پس از انتشار اولین مجموعه‌اش «پنجره‌های بی‌پرنده»، خودش را به عنوان یک شاعر جوان ولی جدی در زمینهٔ غزل معرفی کرد. غزل‌هایی شبه‌قدیمی با واژه‌هایی مثل پری از جمله وجه غالب کارهای اوست. به نظرم این کتاب، ادامهٔ کارهای قبلی علیرضا بدیع است که البته بدعت‌های زبانی جالبی هم دارد.
به دست آور دل آن شوخ ترسا را به لبخندی
به ترفندی سر این شیخ ت...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۷: انتظارات بزرگ؛‌ نوشتهٔ چارلز دیکنز

۰۳ بهمن ۱۳۹۶

۰
این کتاب یک شاهکار است. اگر انگلیسی را خوب می‌فهمید، اصلش را بخوانید.
۱
وقتی که این کتاب در قرن نوزدهم منتشر شد، تبلیغش این جمله بود: «کتابی از چارلز دیکنز؛ کسی که از او انتظارات بزرگ داریم.» دیکنز یک نویسندهٔ عامه‌پسند ولی در عین حال کلاسیک و منتقدپسند است. به همین خاطر بعضی او را «استیفن کینگ» زمان خودش می‌نامند. برخلاف بسیاری از هم‌عصرهای خود ...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۶: جادوهای داستان: چهار جستار داستان‌نویسی؛ نوشتهٔ حسین سناپور

۰۲ بهمن ۱۳۹۶

از موقعی که غربت‌نشین شده‌ام، کتاب‌های ایران را از طریق کتاب‌هایی که دانشگاه می‌آورد دنبال می‌کنم. تازگی‌ها با پدیده‌ای مواجه شده‌ام که اسمش را فی‌البداهه می‌گذارم کتاب‌سازی. مثلاً نویسنده‌ای خیلی معروف است، آن وقت چهار تا نوشتهٔ بی‌ربطش را سر هم می‌کنند و به اسم کتاب به خورد ملت می‌دهند. مثلاً کتاب «تا سر زلف عروسان قلم» نوشتهٔ محمود دولت‌آبادی که...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۵: جین ایر، نوشتهٔ شارلوت برونته

۲۸ دی ۱۳۹۶

آنا، امیلی و شارلوت برونته، دختران پاتریک برونته کشیش ایرلندی، جزء رازآمیزترین افراد در تاریخ ادبیات کلاسیک هستند. این سه خواهر، عمر طولانی‌ای نداشتند. آنقدر زیبا نبودند که بتوانند ازدواج کنند (به غیر از شارلوت که بیشتر از بقیهٔ خواهرها عمر کرد و یک سال بعد از ازدواج دیرهنگامش مرد)، و مهم‌تر از همه، استعداد عجیبی در نویسندگی داشتند. در دوره‌ای که ب...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۴: پدران و پسران، ایوان تورگنیف

۲۳ دی ۱۳۹۶

ایوان تورگنیف، هم‌عصر داستایوسکی و تولستوی بوده است ولی هیچ گاه به اندازهٔ آن‌ها مورد استقبال جامعهٔ ادبی روس قرار نگرفت. شاید دلیل اصلی این مسأله، جدا شدن از وطن و زندگی و منش غربی او باشد. در میان همهٔ آثار او، کتاب «پدران و پسران» هم در روسیه و هم در اروپا مورد استقبال فراوان قرار گرفت و آن‌طوری که من جستجو کردم، در بسیاری از فهرست‌های پیشنهادی ...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۳: نفوس مرده، نوشتهٔ نیکولای گوگول

۲۱ دی ۱۳۹۶

خیلی‌ها، نیکولای گوگول را آغازگر سبک رئالیسم در داستان‌نویسی روسیه می‌دانند. او به پیشنهاد پوشکین، شاعر هم‌عصر خود، تصمیم می‌گیرد طرح پیشنهادی پوشکین در مورد خرید نفوس مرده را به رمان بلند تبدیل کند. برای نوشتن جلد اول داستان به خارج از روسیه می‌رود تا با تمرکز این کتاب را بنویسد. بالغ بر هشت سال نوشتن جلد اول کتاب طول می‌کشد. او بنا داشته که کتاب ...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۲: بازماندهٔ روز، نوشتهٔ کازو ایشی‌گورو

۱۷ دی ۱۳۹۶

گاهی برخی داستان‌ها طوری نوشته می‌شوند که انگار می‌خواهند رسالت واقعی ادبیات داستانی را به رخ خواننده بکشند. ادبیات داستانی حقیقت زندگی را از نمایی به انسان می‌تواند نشان بدهد که کمتر به آن فکر کرده است. مثال‌های فراوانی در این مورد می‌توان آورد، مثل نمایش پیچیدگی‌های روانی انسان در داستان‌های داستایوسکی، پیچیدگی‌های یک جامعه در داستان‌های اورول، ر...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱: راه‌آهن زیرزمینی، نوشتهٔ کالسن وایت‌هد

۱۴ دی ۱۳۹۶

راه‌آهن زیرزمینی نوشتهٔ کالسون وایت‌هد، رمانی است که خیلی خوش‌اقبال بوده. هم در سال ۲۰۱۶ جایزهٔ پولیتزر را برده و هم در سال ۲۰۱۷ جایزهٔ کتاب ملی امریکا را. معمولاً در آمریکا، در سال اول کتاب را با جلد سخت و کاغذ باکیفیت و البته قیمت گران به بازار عرضه می‌کنند. بعد از خوابیدن تب کتاب، همان کتاب با جلد کاغذی و کاغذ کاهی (البته باکیفیت) و قیمت ارزان ع...

تصویر پست

چهارده کتاب خوب از توشهٔ سال ۲۰۱۷

۱۱ دی ۱۳۹۶

خورگی است دیگر. دست خودم نیست. هیچ وقت دست خودم نبوده. هر سفری رفتم، هر جایی از خرمشهر و قم و مشهد گرفته تا شیکاگو و بوستون و سان‌فرانسیسکو، اصلی‌ترین کاری که کرده‌ام سر زدن به کتاب‌فروشی‌ها بوده. این اواخر که شکر خدا دستم بیشتر از قبل به دهانم می‌رسیده، دیگر خون جلوی چشمم را گرفته و قفسهٔ کتاب قبلی را (که پولی بابتش نداده بودم) رها کردم و رفتم پی ...